پایگاه خبری عصر همگرایی: گروه انرژی،پشت قراردادهای بزرگ نفت و گاز، زنجیرهای از شرکتهای مهندسی، سازندگان تجهیزات، پیمانکاران اجرایی و نیروهای متخصص قرار دارد. حرکت این زنجیره به پرداخت بهموقع وابسته است؛ کاری که انجام میشود، باید در موعد مقرر به پول تبدیل شود تا پروژه ادامه پیدا کند.
به نقل از بولتن نیوز، صورتهای مالی ششماهه منتهی به پایان شهریور ۱۴۰۵ مهندسی و ساختمان صنایع نفت، پرسشی جدی درباره همین گردش منابع پیش میکشد: دریافتنیهای بزرگ این مجموعه چه زمانی به نقدینگی قابل استفاده برای اجرای پروژهها تبدیل میشوند؟
وقتی مجموعه وابسته به صندوقهای نفت با این وضعیت روبهروست، بخش خصوصی چه کند؟
مهندسی و ساختمان صنایع نفت، موسوم به اویک، در گروه اقتصادی صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت قرار دارد. این جایگاه، موضوع مطالبات و منابع مالی آن را به مسئلهای فراتر از عملکرد یک پیمانکار تبدیل میکند.
اگر مجموعهای با این ابعاد و وابستگی به صندوقهای صنعت نفت، با حجم بالای دریافتنیها و خروج خالص نقد از فعالیتهای عملیاتی روبهروست، شرکتهای کوچکتر و پیمانکاران خصوصی با چه پشتوانهای باید هزینه ادامه کار را تأمین کنند؟
این پرسش به معنای اثبات بحران در همه شرکتهای خصوصی نیست؛ اما ضرورت بررسی وضعیت آنها را دوچندان میکند. شرکت کوچکتر نیز باید حقوق بدهد، تجهیزات بخرد، تعهدات خود را انجام دهد و هزینههای جاری را بپردازد. تأخیر در دریافت پول، این هزینهها را متوقف نمیکند.
از همین رو، مخاطب این گزارش فقط مدیران اویک نیستند؛ کارفرمایان پروژهها و مسئولان وزارت نفت نیز باید درباره نظم پرداختها و آثار آن بر زنجیره پیمانکاری توضیح دهند.
۶۸ هزار میلیارد تومان دریافتنی؛ چه میزان قابل وصول است؟
مطابق ارقام صورتهای مالی مورد بررسی، دریافتنیهای تجاری و سایر دریافتنیهای مهندسی و ساختمان صنایع نفت در پایان شهریور به حدود ۶۸ هزار و ۵۴۰ میلیارد تومان رسیده است.
این رقم را نباید یکجا «طلب معوق از کارفرمایان» دانست. عنوان حساب، سایر دریافتنیها را نیز در بر میگیرد و برای شناخت وضعیت واقعی آن باید جزئیات، سررسیدها، طرفهای حساب و سهم اقلام ارزی بررسی شود.
بااینحال، بزرگی این مانده، پاسخ به چند پرسش مشخص را ضروری میکند: چه میزان به صورتوضعیت پروژهها مربوط است؟ چه بخشی نزد شرکتهای وابسته قرار دارد؟ چه مقدار سررسید گذشته و چه میزان پس از پایان شهریور وصول شده است؟
همچنین باید روشن شود چه بخشی از تغییر مانده دریافتنیها حاصل عملیات و مطالبات جدید بوده و چه بخشی از تغییر نرخ ارز یا سایر عوامل حسابداری ناشی شده است.
سود ثبت شده؛ اما دریافتها و پرداختهای عملیاتی چه میگویند؟
سود خالص ششماهه شرکت حدود هزار و ۸۷۶ میلیارد تومان گزارش شده است. در مقابل، خالص جریان نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی حدود ۳۹۵ میلیارد تومان منفی بوده است.
به زبان ساده، دریافتها و پرداختهای مرتبط با فعالیتهای عملیاتی در این دوره، در مجموع به خروج خالص وجه نقد منجر شدهاند.
این وضعیت بهتنهایی نشانه ناتوانی شرکت در پرداخت تعهدات یا توقف پروژهها نیست؛ اما نشان میدهد برای ارزیابی عملکرد، نمیتوان به عدد سود بسنده کرد. علت فاصله میان سود و جریان نقد باید در تغییرات دریافتنیها، پرداختنیها و دیگر اقلام عملیاتی توضیح داده شود.
صورت جریان نقد همچنین از ورود منابع از محل فعالیتهای سرمایهگذاری حکایت دارد. مدیریت باید مشخص کند منشأ این منابع چه بوده و تأمین نقدینگی پروژهها تا چه اندازه بر وصول مطالبات، منابع سرمایهگذاری یا تأمین مالی متکی است.
پرداختنیهای بزرگ؛ موعد دریافت و پرداخت هماهنگ است؟
در طرف دیگر حسابها، پرداختنیهای تجاری و سایر پرداختنیهای شرکت حدود ۶۰ هزار و ۶۲۰ میلیارد تومان ثبت شده است.
همه این مبلغ نیز لزوماً بدهی معوق به پیمانکاران و تأمینکنندگان نیست. اما قرارگرفتن چنین ماندهای در کنار دریافتنیهای بزرگ، اهمیت زمانبندی وصول و پرداخت را آشکار میکند.
پرسش اصلی این است: آیا منابع شرکت در زمانی وصول میشوند که باید تعهدات آن پرداخت شود؟
وجود دریافتنی در دفاتر، بهخودیخود پاسخگوی تعهد نقدی امروز نیست. از سوی دیگر، بزرگی پرداختنیها نیز بدون اطلاع از سررسید و ماهیت آنها، برای نتیجهگیری درباره فشار مالی کافی نیست. مدیریت باید این فاصله اطلاعاتی را با ارائه برنامه وصول و پرداخت برطرف کند.
هزینه انتظار برای پول را چه کسی میپردازد؟
اگر پرداخت کارفرما به تأخیر بیفتد، پیمانکار ممکن است برای ادامه کار به تأمین مالی پرهزینهتر نیاز پیدا کند. اگر این فاصله به پیمانکار جزء یا سازنده تجهیزات منتقل شود، احتمال افزایش هزینه، اختلال در تأمین و تأخیر اجرایی وجود دارد.
صورتهای مالی موجود، بهتنهایی وقوع این پیامدها در پروژههای اویک را ثابت نمیکنند؛ بنابراین انتظار میرود شرکت روشن کند آیا وضعیت دریافتها و پرداختها بر تسویه با همکاران یا برنامه اجرایی پروژهها اثر گذاشته است یا خیر.
اما مسئولیت کارفرما نیز نباید در میان پرسش از پیمانکار گم شود. اگر کار انجام شده و صورتوضعیت تأیید شده است، علت تأخیر در پرداخت چیست و هزینه این انتظار بر عهده چه کسی قرار میگیرد؟
وزارت نفت و کارفرمایان باید توضیح دهند چه سازوکاری برای جلوگیری از انتقال فشار مالی به شرکتهای کوچکتر دارند؛ شرکتهایی که ادامه فعالیتشان برای حفظ ظرفیت اجرایی صنعت نفت ضروری است.
پاسخ روشن از هر دو سوی قرارداد
از مدیران مهندسی و ساختمان صنایع نفت انتظار میرود ترکیب دریافتنیها، میزان وصول پس از پایان دوره، سررسید پرداختنیها و برنامه تأمین نقدینگی را روشن کنند. همچنین باید مشخص شود هنگام پذیرش پروژههای جدید، تناسب تعهدات اجرایی با منابع قابل دسترس چگونه سنجیده میشود.
در مقابل، کارفرمایان مرتبط نیز باید درباره بدهیهای تأییدشده، زمان تسویه و وضعیت صورتوضعیتهای در انتظار رسیدگی پاسخ بدهند.
وابستگی اویک به صندوقهای صنعت نفت، مسئولیت مدیران آن را در شفافسازی کاهش نمیدهد؛ همانطور که مطالبه پاسخ از مدیران شرکت، مسئولیت کارفرمایان را کنار نمیزند.
پرسش اساسی این است: وقتی گردش پول برای مجموعهای با ابعاد اویک محل سؤال است، چه تضمینی وجود دارد که پیمانکاران کوچکتر و خصوصی زیر بار فاصله میان انجام کار و دریافت پول فرسوده نشوند؟
پاسخ مستند به این پرسش، برای آینده اجرای پروژههای نفت و گاز اهمیت دارد. این رسانه آمادگی دارد توضیحات مدیران شرکت، وزارت نفت و کارفرمایان مرتبط را دریافت و منعکس کند.
