خروج ۲ میلیون بیمهشده از تأمین اجتماعی به دلیل دستمزد ناچیز / پرداخت به موقع حقوق بازنشستگان با چالش جدید روبه رو شد
در روزهای اخیر خبرهای نگرانکنندهای از سازمان تأمین اجتماعی به گوش میرسد که نیازمند بررسی دقیق و فوری است. برخی کارشناسان حوزه روابط کار و تأمین اجتماعی از کاهش بیش از دو میلیون بیمهشده در ماههای اخیر خبر میدهند.
وزیر کار و مدیرعامل سابق تأمین اجتماعی در اظهارات خود به این موضوع اشاره کردهاند که این سازمان با پدیدهای بیسابقه و هشداردهنده مواجه است. خروج بیش از دو میلیون نفر از بیمهشدگان از فهرست بیمهپردازان و ورود آنان به بازار کار غیررسمی، نشاندهنده یک گسست عمیق میان نظام تأمین اجتماعی و واقعیتهای بازار کار ایران است.
بیکاری حتی یک نفر میتواند اثرات مخربی بر خانواده و جامعه داشته باشد. بررسی علل این مهاجرت گسترده از بازار کار رسمی به غیررسمی و مخاطرات آتی آن برای نظام تأمین اجتماعی و ساختار اجتماعی ایران ضروری است. یکی از مهمترین عوامل خروج بیمهشدگان، ناکافی بودن دستمزد در بخشهای رسمی است. شکاف عمیق میان دستمزدهای مصوب و هزینههای واقعی زندگی، کارگران را به سمت مشاغل غیررسمی سوق میدهد. اگرچه حداقل دستمزد روزانه در سال ۱۴۰۵ با افزایش ۶۰ درصدی مصوب شد، اما این افزایش نتوانسته است پاسخگوی تورم فزاینده و افزایش هزینههای معیشتی باشد.
بر اساس آمار، هزینه سبد معیشت خانوارهای کارگری به ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تعیین شده بود که اکنون به بیش از ۸۵ میلیون تومان رسیده است. این ارقام با حداقل دستمزد ماهانه فاصلهای چندین برابری دارد. کارگران در بازار رسمی با وجود پرداخت حق بیمه، درآمدی دریافت میکنند که نهتنها پاسخگوی نیازهای اولیه زندگی نیست، بلکه آنان را به مشاغلی سوق میدهد که هرچند فاقد امنیت شغلی و بیمه هستند، اما درآمد نقدی بالاتری ارائه میدهند.
افزایش مشاغل پلتفرمی، بهویژه در حوزه تاکسیهای اینترنتی، نیز به این روند دامن زده است. بر اساس آخرین تخمینها، نزدیک به ۹ میلیون راننده با شرکتهای تاکسی اینترنتی همکاری دارند که حدود ۵ میلیون نفر از آنها در سال فعال هستند. این رشد بیسابقه نشان میدهد که ایران به یکی از بزرگترین بازارهای اشتغال پلتفرمی در جهان تبدیل شده است. دلایل اقبال عمومی به این نوع اشتغال شامل آزادی عمل در ساعت کار، عدم نیاز به مدارک پیچیده، امکان شروع فوری فعالیت و درآمد نقدی روزانه است.
علاوه بر این، عوامل اقتصادی کلان و شرایط اضطراری نیز در این مهاجرت جمعی بیتأثیر نبوده است. جنگهای اخیر و بحرانهای اقتصادی تأثیر مستقیمی بر وضعیت اشتغال و بازار کار گذاشته و موجب خروج بیش از یک میلیون و ۳۵۸ هزار نفر از بازار کار شده است. این روند نشان میدهد که خروج از بازار رسمی، صرفاً یک انتخاب آگاهانه نیست، بلکه نتیجه فشارهای اقتصادی و فروپاشی بخشهای مولد اقتصاد است.
مخاطرات آتی این پدیده شامل بهم خوردن نسبت پشتیبانی در تأمین اجتماعی و کاهش درآمدهای حق بیمه است. نسبت پشتیبانی که در گذشته ۴.۸ بود، اکنون به کمتر از ۳.۶ رسیده است. این بدان معناست که سازمان تأمین اجتماعی با هر مستمریبگیر، تنها ۳.۶ نفر بیمهپرداز دارد. با ادامه این روند، منابع صندوق برای پرداخت تعهدات جاری خود کفایت نخواهد کرد و سازمان با کسری شدید بودجه مواجه خواهد شد.
علاوه بر کاهش درآمدها، بدهیهای انباشته دولت و کارفرمایان نیز بر فشار مالی سازمان میافزاید. بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی از هزار همت عبور کرده و بدهی کارفرمایان نیز حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. این وضعیت میتواند به گسترش فقر و نابرابری و افزایش آسیبپذیری اجتماعی منجر شود.
در نهایت، تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دولتی و نظام تأمین اجتماعی از پیامدهای این پدیده است. اگر این روند ادامه یابد، نسلهای آینده نهتنها از حمایتهای بیمهای محروم خواهند شد، بلکه بار سنگین تأمین معیشت بازنشستگان فعلی بر دوش آنان سنگینی خواهد کرد. راهحل این بحران نیازمند بازنگری اساسی در ساختار تأمین اجتماعی و افزایش قدرت خرید کارگران است.
نظر شما