مستمری میلیون‌ها بازنشسته در خطر / بحران خاموش صندوق‌های بازنشستگی از راه رسید

آنچه بحران در ایران را به وضعیتی حاد و متمایز بدل می‌کند، صرفاً پیری جمعیت نیست؛ بلکه ترکیب آن با ناهنجاری‌های ساختاری در قوانین بازنشستگی است. وقتی یک فرد در 40 سالگی بازنشسته می‌شود، بار مالی زیادی به دوش صندوق‌های بازنشستگی خواهد گذاشت. شاید بهترین راهکار اجرای نظام چندلایه تأمین اجتماعی برای حل بسیاری از این گونه مشکلات باشد.

مستمری میلیون‌ها بازنشسته در خطر / بحران خاموش صندوق‌های بازنشستگی از راه رسید
پایگاه خبری تحلیلی عصر همگرایی:

البته در سال‌های اخیر بازنشستگی‌های پیش از موعد و سخت‌ و زیان‌آور به حدی افزایش یافته که 52 درصد انواع بازنشستگی در سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل می‌دهند. در چنین شرایطی هشدار خاموش؛ پیری جمعیت و بحران پیش روی صندوق‌های بازنشستگی باید جدی گرفته شود. شاید این موضوع با اصلاحات بیمه‌ای و اجرای نظام چندلایه به مسیر درستی هدایت شود زیرا اینها مسیرهای اجتناب‌ناپذیر نجات صندوق‌های بازنشستگی به شمار می‌روند.

یکی از مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده بحران در ایران، فاصله‌ معنادار بین سن بازنشستگی و امید به زندگی است. در حالی که در اغلب کشورهای توسعه‌یافته، سن بازنشستگی به‌طور خودکار با افزایش امید به زندگی تطبیق داده می‌شود، در ایران هنوز شاهد پدیده‌ای هستیم که به «بازنشستگی در زیر ۴۰ سال» شهرت یافته است.

این امر به معنای ورود زودهنگام افراد به چرخه‌ دریافت مستمری و خروج آن‌ها از چرخه‌ی تولید و پرداخت حق‌بیمه است که فشار مضاعفی بر صندوق‌ها وارد می‌کند. اصلاح این نقیصه، نخستین گام برای کاهش فشار بر منابع مالی صندوق‌هاست.

علی حیدری، کارشناس حوزه رفاه و تأمین اجتماعی درباره افزایش تعداد جمعیت سالمندان تا سال ۱۴۳0 و تأثیر آن بر ضریب پشتیبانی صندوق‌های بازنشستگی، گفت: ضریب پشتیبانی سازمان تأمین اجتماعی در حال حاضر روند مناسبی ندارد و اگر اصلاحات اساسی صورت نگیرد، تشدید پدیده سالمندی می‌تواند این وضعیت را دشوارتر می‌کند.

وی با بیان اینکه همه کشورهای دنیا با پدیده سالمندی جمعیت مواجه هستند، افزود: تفاوت در این است که بسیاری از کشورها سال‌ها قبل برای مدیریت این شرایط برنامه‌ریزی کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین اقدامات آنها، ایجاد ارتباط میان امید به زندگی و سن بازنشستگی بوده است؛ به این معنا که هرچه امید به زندگی افزایش یافته، سن بازنشستگی نیز متناسب با آن افزایش پیدا کرده است.

به گفته او، در ایران اما مسیر متفاوتی طی شده است؛ به‌گونه‌ای که در مواردی افراد در سنین ۳۵، ۳۸ یا ۴۰ سالگی بازنشسته شده‌اند. در واقع، برخلاف تجربه کشورهای موفق، نه تنها سن بازنشستگی متناسب با افزایش امید به زندگی اصلاح نشده، بلکه در مواردی امکان خروج زودهنگام از بازار کار نیز فراهم شده است؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر صندوق‌های بازنشستگی وارد می‌کند.

یکی از راهکارهای مدیریتی مطرح در سطح جهانی برای مقابله با این چالش، استقرار نظام چندلایه تأمین اجتماعی است. این مدل بر این اصل استوار است که تأمین درآمد دوران بازنشستگی نباید صرفاً بر دوش یک نهاد دولتی (لایه اول) باشد، بلکه باید با ترکیبی از پس‌انداز اجباری (لایه دوم) و سرمایه‌گذاری‌های اختیاری (لایه سوم) پشتیبانی شود.

گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که سیستم‌های موفق، با ایجاد هماهنگی میان این لایه‌ها و شفاف‌سازی در مدیریت ریسک، کارایی بیشتری دارند . بنابراین، حرکت به سمت این نظام، یک راهکار ضروری اما به‌تنهایی کافی نیست.

کارشناس حوزه رفاه و تأمین اجتماعی گفت: توسعه بیمه‌های مراقبت بلندمدت از راهکارهای مقابله با آثار سالمندی جمعیت است. در برخی کشورها این نوع بیمه به‌صورت اجباری اجرا می‌شود و افراد پس از رسیدن به سن مشخص، برای تأمین هزینه‌های مراقبت دوران سالمندی خود حق بیمه جداگانه‌ای پرداخت می‌کنند، اما در ایران اینگونه پوشش‌ها در نظام بیمه‌ای ایران وجود ندارد.

وی تأکید کرد: اجرای نظام چندلایه تأمین اجتماعی، انجام اصلاحات پارامتریک و توسعه بیمه‌های مراقبت بلندمدت، سه راهکار اساسی برای مدیریت پیامدهای سالمندی جمعیت و افزایش پایداری صندوق‌های بازنشستگی به شمار می‌روند.

علاوه بر اصلاح ساختار، پژوهش‌های تخصصی بر روی ابزارهای نوین مالی و مدیریتی برای نجات صندوق‌ها تأکید دارند. یکی از مؤثرترین این روش‌ها، استفاده از برخی مکانیزم‌ها است. باید بدون نیاز به تصویب قوانین جدید در هر مقطع، به‌صورت خودکار پارامترهایی مانند نرخ حق‌بیمه، نرخ جایگزینی (درصد مستمری نسبت به حقوق آخرین سال) یا سن بازنشستگی را بر اساس داده‌های جمعیتی و اقتصادی تنظیم می‌کنند.

تهدیدها در سرمایه‌گذاری صندوق‌های بازنشستگی

در کنار اصلاحات پارامتریک (حق‌بیمه، سن و نرخ جایگزینی)، یکی دیگر از حوزه‌های حیاتی، مدیریت دارایی‌های صندوق‌هاست. تحقیقات نشان می‌دهد که فشار ناشی از سالخوردگی، گاهی مدیران صندوق‌ها را به سمت سرمایه‌گذاری‌های پرریسک‌تر برای جبران کسری سوق می‌دهد.

اما تهدید بزرگ‌تر، سیاسی‌شدن سرمایه‌گذاری‌ها است. کارشناسان هشدار می‌دهند که دولت‌ها گاهی برای تأمین مالی پروژه‌های داخلی، به صندوق‌های بازنشستگی فشار می‌آورند تا سرمایه‌گذاری در پروژه‌های خاص را افزایش دهند که این امر نه تنها تنوع‌بخشی پرتفوی را از بین می‌برد، بلکه دارایی‌های صندوق را در معرض ریسک‌های سیاسی و اقتصادی قرار می‌دهد.

در نظام چندلایه به بیان ساده، وظیفه تأمین درآمد دوران بازنشستگی از یک نهاد واحد به چند لایه مجزا تقسیم می‌شود. پیشنهادات مختلفی برای این لایه‌بندی وجود دارد. یک طرح رایج، دو لایه اصلی را تعریف می‌کند که شامل لایه پایه و لایه تکمیلی می‌شود.

در لایه اول (لایه پایه یا تضمینی)؛ وظیفه اصلی این لایه، تأمین حداقلی از درآمد است که افراد را از خط فقر نجات دهد. این لایه معمولاً توسط دولت یا نهادهای عمومی بزرگ مانند سازمان تأمین اجتماعی اداره می‌شود و بار آن بر دوش منابع عمومی (مانند حق‌بیمه‌های اجباری) است. در ایران، پیشنهاد شده که این لایه بتواند تا سقف معینی (مثلاً ماهانه ۱۰۰ میلیون ریال) را پوشش دهد تا نیازهای اساسی افراد تأمین شود.

همچنین در لایه دوم (لایه تکمیلی یا سرمایه‌گذاری)؛ این لایه برای حفظ سطح درآمدی بالاتر از حداقل‌ها طراحی شده است. تأمین مالی آن عمدتاً از طریق پس‌انداز اجباری یا اختیاری افراد، سرمایه‌گذاری‌های صندوق‌های خصوصی و یا طرح‌های بازنشستگی شرکت‌ها انجام می‌شود . در این لایه، منابع به صورت سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی مدیریت می‌شوند و بازدهی آن به عملکرد این سرمایه‌گذاری‌ها بستگی دارد.

برخی مدل‌های پیشرفته‌تر، حتی تا پنج لایه را نیز پیشنهاد کرده‌اند که وظایف حمایتی، بیمه‌ای و تکمیلی را از هم تفکیک می‌کند تا هر بخش با منابع و مدیریت مختص خود، به بهترین شکل انجام شود.

حیدری یکی دیگر از راهکارهای مدیریت سالمندی را استقرار نظام چندلایه تأمین اجتماعی دانست و گفت: در بسیاری از کشورها، دولت در لایه پایه تنها یک سطح حداقلی از حمایت را تضمین می‌کند و اگر افراد خواهان دریافت مزایای بیشتر در دوران بازنشستگی باشند، باید در لایه‌های مازاد و مکمل حق بیمه بیشتری پرداخت کنند.

این کارشناس حوزه رفاه و تأمین اجتماعی بیان کرد: اما در کشور ما به دلیل استقرار نیافتن این نظام، بخش عمده انتظارات و تعهدات بر دوش صندوق‌های فعلی قرار گرفته است. در کشورهای مختلف، صندوق‌های مازاد و مکمل در فضای رقابتی و با مشارکت بیمه‌شدگان و کارفرمایان فعالیت می‌کنند و همین موضوع موجب توزیع بهتر ریسک و افزایش پایداری مالی نظام بازنشستگی شده است.

با افزایش تعداد بازنشستگان و کاهش نسبت افراد شاغل به بازنشسته (نسبت پشتیبانی)، صندوق‌های مبتنی بر مدل «پرداخت به هنگام نیاز» با فشار شدیدی روبه‌رو می‌شوند، زیرا تعداد پرداخت‌کنندگان کمتر و دریافت‌کنندگان بیشتر می‌شود.

نظام چندلایه بار سنگین افزایش تعداد بازنشستگان را به صورت عادلانه‌تر بین نسل‌ها و بین منابع عمومی و خصوصی تقسیم می‌کند و از ورشکستگی ی‌باره صندوق‌های پایه جلوگیری می‌کند.

حیدری با اشاره به ضرورت حرکت به سمت صندوق‌های مازاد و مکمل اظهار کرد: این صندوق‌ها بر مبنای روش‌های نوین محاسبات بیمه‌ای و «حق بیمه معین» فعالیت می‌کنند و به همین دلیل، برخلاف صندوق‌های فعلی که نسبت به تغییرات جمعیتی حساس هستند، آثار منفی سالمندی جمعیت بر آنها بسیار کمتر است.

وی ادامه داد: در نظام فعلی، با افزایش تعداد سالمندان، ورودی صندوق‌ها کاهش و تعهدات آنها افزایش می‌یابد، اما در صندوق‌های مازاد و مکمل، ساختار مالی به گونه‌ای طراحی شده که وابستگی کمتری به تحولات جمعیتی داشته باشد و از پایداری بیشتری برخوردار باشد.

به‌طور خلاصه، مدیریت بحران سالمندی و کسری صندوق‌های بازنشستگی در ایران، نیازمند یک استراتژی جامع شامل سه محور اساسی است که شامل اصلاحات بیمه‌ای، بازنگری در فرمول‌های مالی و شفاف‌سازی و مدیریت حرفه‌ای دارایی‌ها می‌شود.

اصلاحات پارامتریک شامل افزایش تدریجی سن بازنشستگی متناسب با امید به زندگی و توقف بازنشستگی‌های زودهنگام و بازنگری در فرمول‌های مالی با استفاده از مکانیزم‌های تنظیم خودکار برای تعدیل نرخ حق‌بیمه و نرخ جایگزینی به‌منظور جلوگیری از افزایش افسارگسیخته سن بازنشستگی به عنوان نیازهای اساسی این حوزه محسوب می‌شود.

همچنین در بخش شفاف‌سازی و مدیریت حرفه‌ای دارایی‌ها برخی موارد نیاز است. استقرار نظام چندلایه تأمین اجتماعی و جلوگیری از هرگونه مداخله سیاسی در نحوه سرمایه‌گذاری صندوق‌ها، با هدف حفظ امنیت مالی بازنشستگان و منافع ملی در بلندمدت از این موارد به شمار می‌رود.

نظر شما