پایگاه خبری عصر همگرایی:
تصویر حضور خیابانی مردم در این میدان، به دو جوان شعاردهنده، محدود نمیشود. در میدان، معلمی پس از پایان کلاس درس حاضر میشود، استادی از دانشگاه به جمع میپیوندد، بازنشستهای با وجود سن و سال بالا میایستد و زنی پس از یک روز کار خانه، نهتنها خود حضور مییابد، بلکه مردان را نیز به حضور فرا خوانده است. میدان را این مردم اداره میکنند؛ مردمی که از زندگی روزمره خود میآیند، اما برای آنچه باور دارند، از آسایش، وقت، توان و داراییشان هزینه میکنند و آماده فداکاری بیشتر هستند. اینجا عنوانها کمرنگ شده و باورها و انتخابها رنگ گرفته است. پشت هر شعار، زندگیای جریان دارد؛ کسبوکاری، خانوادهای، مسئولیتی و دغدغههایی که با پایان تجمع شبانه، تمام نمیشوند. اگر میخواهیم بدانیم چه کسانی متولی این میداناند، باید میان همین مردم جستوجو کنیم؛ نه در میان صاحبان منصب و چهرههای رسمی. اینجا میدان حضور مردمی است که روزها نان حلال به دست میآورند و شبها برای باورشان میایستند؛ مردمی که نه با حکم مسئولیت، بلکه با احساس تکلیف به میدان آمدهاند. با دستهای پینهبسته، دلهای باورمند و آمادگی برای پرداخت هزینه. اینجا مردم فقط حاضران میدان نیستند؛ خود، برپادارندگان آناند.
محمدیمنش: متولیان میدان را باید میان مردم جستوجو کرد
دکتر ابراهیم محمدیمنش؛ عضو هیات علمی دانشگاه ملایر در یادداشتی آورده: متولیان میدان را باید در بین مردم جستوجو کرد؛ اینجا میدان حضور مردمی است که روزها نان حلال به دست میآورند و شبها برای باورشان میایستند؛ مردمی که نه با حکم مسئولیت که با احساس تکلیف به میدان آمدهاند.
