پایگاه خبری عصر همگرایی: سجاد زوار دبیر انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر کشور در گفتگو با خبرنگار مهر، در پاسخ به این پرسش که چرا جریان سرمایهگذاری خطرپذیر در کشور از مراحل اولیه (Seed Stage) فاصله گرفته و عمدتاً بهسمت مراحل میانی یا پایانی سوق پیدا کرده است و چه عواملی بر این روند اثرگذار بودهاند، اظهار کرد: هنگامی که سرمایهگذار تصمیم میگیرد چند سال سرمایه، اعتبار و شبکه ارتباطی خود را وارد یک کسبوکار نوپا کند، ناگزیر است تا حدی افق پیشرو را پیشبینیپذیر ببیند. در شرایطی که فضای اقتصادی کشور در وضعیت عادی قرار ندارد و هزینهها، نرخ ارز و مقررات پیوسته دستخوش تغییر میشوند، سرمایهگذاران ترجیح میدهند بهسراغ شرکتهایی بروند که محصول آماده و مشتری بالفعل دارند و کارنامه فروش آنها قابل ارزیابی است.
وی افزود: درباره یک تیم مرحله بذری، هنوز این پرسشها مطرح است که آیا محصول اصلاً به نتیجه میرسد، بازار کشش پذیرش آن را دارد و مشتری نهایی حاضر است در ازای آن کالا یا خدمت پول بپردازد یا خیر؛ بنابراین، تحمل این حجم از نااطمینانی در کنار ریسکهای کلان اقتصادی بهشدت دشوارتر میشود. از سوی دیگر، ساختار و اهداف شرکتها و صندوقهای سرمایهگذاری نیز بسیار حائز اهمیت است؛ صندوقی که فاقد منابع بلندمدت است یا از مدیر آن انتظار ثبت سود سالانه دارند، بهسختی میتواند سالها در کنار یک استارتاپ نوپا بماند و روی آن حساب باز کند. در کنار این موضوع، نگرانی نسبت به چگونگی جذب سرمایههای بعدی و دشواری فرایند فروش سهام و خروج (Exit)، بر احتیاط سرمایهگذاران میافزاید.
هشدار درباره کاهش شرکتهای آماده رشد طی ۲ تا ۳ سال آینده
دبیر انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر کشور با تأکید بر پیامدهای این رویکرد تصریح کرد: چنانچه روال کنونی تداوم یابد و سرمایه کلان و تازهای به زیستبوم نوآوری کشور تزریق نشود، طی دو تا سه سال آینده قطعاً با افت محسوس تعداد شرکتهای دانشبنیان، فناور و خلاقی مواجه خواهیم شد که پتانسیل جذب سرمایه برای جهش و توسعه را دارند. تیمی که امروز سرمایه دریافت میکند، باید مهلت و فرصت کافی در اختیار داشته باشد تا محصولش را توسعه دهد، مشتری جذب کند و اثبات کند که مدل کسبوکارش قابلیت مقیاسپذیری (Scale-up) دارد. اگر امروز این مجال فراهم نشود، در سالهای بعد نیز شرکتی آماده مقیاسگیری باقی نخواهد ماند تا سرمایهگذاران بزرگتر به آن ورود کنند.
خطر توقف ایدهها و اتلاف زمان جبرانناپذیر نخبگان
وی با اشاره به مسیر شکلگیری شرکتهای بزرگ و یونیکورنها خاطرنشان کرد: درباره شکلگیری یونیکورنها باید واقعبینانه و دقیق سخن گفت؛ نمیتوان ادعا کرد هر تیمی که امروز در مرحله بذری تأمین مالی شود، دو یا سه سال دیگر حتماً به یک شرکت بزرگ تبدیل خواهد شد. با این حال، هرچه دایره تیمهایی که شانس آغاز و پیمودن مسیر را به دست میآورند تنگتر شود، احتمال ساختهشدن غولهای فناوری نیز بهمراتب کاهش مییابد.
زوار در ادامه یادآور شد: نگرانی بنیادین ما همین نکته است؛ چراکه شالوده نسل بعدی کسبوکارها باید از امروز پیریزی شود. چند سال بعد، حتی با فراهمآمدن منابع مالی هنگفت نیز زمان ازدسترفته برای رشد علمی نخبگان، کسب تجربه صاحبان ایدههای فناورانه، طراحی محصول و شناخت نبض بازار بهسادگی جبرانشدنی نخواهد بود.
وی در تبیین آسیبهای این کمبود سرمایه به سرنوشت تیمهای مستعد پرداخت و گفت: یک تیم جوان دانشگاهی را فرض کنید که از توانمندی فنی و ایدهای قابلبررسی برخوردار است، اما برای تولید نمونه اولیه و رسیدن به نخستین خریداران نقدینگی لازم را ندارد؛ این تیم برای جبران هزینههای جاری ناچار میشود بهسمت پروژههای پیمانکاری و سفارشیسازی حرکت کند و بهمرور تمرکز بر محصول اصلی خود را کنار بگذارد که در نهایت غالباً به متلاشیشدن هسته تیم میانجامد. در این سناریو، یک ایده نوآورانه بدون آنکه حتی فرصت آزمونشدن در میدان بازار را پیدا کند، متوقف شده است.
شکاف روبهرشد با اقتصادهای پیشرو به دلیل فرصتسوزی در آزمون بازار
دبیر انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر کشور ضمن بیان این مطلب که این جو نامطمئن مستقیماً بر شیوه تصمیمگیری و انتخاب تیمها اثر میگذارد، گفت: نوآوران وقتی درمییابند که برای کارهای نوآورانه بنیادین سرمایهای در دسترس نیست، ترجیح میدهند برای بقای خویش به فعالیتهایی با بازدهی نقدی کوتاهمدت رو بیاورند؛ حتی اگر آن مسیر پتانسیل رشد کمتری داشته باشد. شکاف کشور ما با اقتصادهای پیشرو دقیقاً از همین نقطه عمیقتر میشود. در جوامعی که امکان تأمین مالی پرریسک و فرصت آزمونوخطا گستردهتر است، تیمها مهارت و ورزیدگی بیشتری در خلق محصول و مدیریت بنگاه به دست میآورند. گرچه برای سنجش دقیق این فاصله به دادههای آماری جامعتری احتیاج است، اما تردیدی نیست که واگذاری فرصت یادگیری و ورود زودهنگام به بازار، قدرت رقابتپذیری کشور در آینده را بهشدت تضعیف میکند.
ضرورت اصلاح نگاه مالیاتی؛ شکست تجاری نباید موجب حذف اعتبار مالیاتی شود
زوار نااطمینانیهای اقتصادی و چالشهای اجرایی مقررات را از ریشههای بنیادین بنبست کنونی دانست و اظهار کرد: ظرفیت اعتبار مالیاتی میتواند گرهگشا باشد، مشروط به آنکه سرمایهگذار از همان گام نخست مختصات مسیر و نحوه اعتبارسنجی را بهدرستی بداند. پیشنهاد مشخص ما این است که اگر سرمایهگذاری در مرحله بذری بهصورت واقعی صورت گرفته و انطباق با ضوابط قانونی احراز شده باشد، صرف عدم موفقیت تجاری طرح نباید به ابطال اعتبار مالیاتی منجر شود؛ زیرا کسی که در مرحله بذری پا میگذارد، ریسک ورشکستگی و شکست را آگاهانه پذیرفته و نظام تدوین مقررات نیز باید ماهیت ریسکپذیر این بخش را به رسمیت بشناسد. رسالت ما در انجمن، تجمیع تجارب و معضلات اجرایی اعضا، تدوین راهکارهای کاربردی و پیگیری مستمر اصلاح این آییننامهها است.
وی با اشاره به منطق قانون جهش تولید دانشبنیان افزود: شخص حاکمیت در اجرای قانون جهش تولید، استفاده از اعتبار مالیاتی برای توسعه زیرساختهای فناوری را مبنا قرار داده که رویکردی کاملاً منطقی و درست است. برای نمونه، تجهیزات آزمایشگاهی پیشرفتهای را در یک دانشگاه یا پارک علم و فناوری در نظر بگیرید؛ این ابزارها عمر مصرفی معینی دارند و پس از مدتی مستهلک میشوند، اما هیچ عقل سلیمی بهدلیل استهلاک فیزیکی آنها کل اصل سرمایهگذاری را بیفایده نمیخواند، بلکه ارزیابی میکنند که طی این سالها چه تعداد پژوهشگر از آن بهرهمند شدهاند، چه مقالات و دستاوردهایی حاصل شده و چه توان تخصصی در سیستم شکل گرفته است.
فرجام تجاری واحد نوپا نباید تنها شاقول داوری برای استحقاق اعتبار مالیاتی باشد
دبیر انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر اضافه کرد: در عرصه سرمایهگذاری بذری نیز دقیقاً نیازمند چنین زاویه دیدی هستیم. یک استارتاپ ممکن است در خط پایان از دستیابی به توجیه تجاری بازبماند، اما در مسیر تلاش خود انبوهی از دانش فنی، مهارت ساخت کالا، نبض بازار و نیروهای آموزشدیده و آزموده را برای اکوسیستم به ارمغان آورده است؛ سرمایهای انسانی و دانشی که بیشک در تیمها و شرکتهای آینده بارور خواهد شد. تأکید ما این است که فرجام تجاری یک واحد نوپا نباید تنها شاقول داوری برای استحقاق اعتبار مالیاتی باشد. منظور ما این نیست که شکست از منظر حسابداری با استهلاک یکسان در نظر گرفته شود، بلکه معتقدیم در بستههای حمایتی از نوآوری، ارزشافزوده انباشتهشده در میانه مسیر و ذات پرمخاطره استارتاپها نیز باید در ممیزیها لحاظ شود.
نقش سرمایهگذاری شرکتی (CVC)؛ همافزایی فراتر از سودآوری سالانه است
زوار در ادامه به ظرفیت صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه شرکتی (CVCها) اشاره کرد و گفت: این دست از صندوقها میتوانند اهرم بسیار مؤثری باشند، به شرطی که رویکرد سازمانها نسبت به آنها واقعبینانه باشد. همافزایی با شرکتهای بالادستی و مادر لزوماً بهمعنای کسب بازدهی سریع و آنی نیست؛ بسا که یک هلدینگ صنعتی بزرگ بهقصد دسترسی استراتژیک به فناوریهای نوظهور یا تسخیر بازارهای آتی، ترجیح دهد از همین امروز در کنار یک هسته فناور کوچک قرار گیرد و افزون بر تزریق نقدینگی، زیرساختهای فنی، زنجیره فروش، انبار و فرصت پایلوت محصول را برای آن تیم فراهم آورد.
وی تأکید کرد: اگر بنا باشد سهامداران سالبهسال از مدیر صندوق صرفاً سود نقدی مطالبه کنند، انتظار همراهی صبورانه با تیمهای مراحل بذری کاملاً دور از واقعیت خواهد بود. برای ثمربخشی این زنجیره، باید ردیف منابع معین، اختیارات تصمیمگیری مکفی به مدیران تفویض و نرخ شکست طبیعی این حوزه پذیرفته شود. علاوه بر این، کانالیزه کردن سرمایهها از مسیر شتابدهندهها و صندوقهای تخصصی بذری راهکاری کلیدی است، زیرا فرایند غربالگری و راهبری استارتاپهای اولیه نیازمند ابزارها و مهارتهای تخصصی است.
پیشنهاد ورود بخشی از منابع CVCها به مرحله بذری
دبیر انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر در پایان گفت: پیشنهاد بهرهگیری از اعتبار مالیاتی جهت ورود بخشی از منابع CVCها به مرحله بذری نیز در همین چارچوب دنبال میشود؛ گرچه بار این کمبود را نمیتوان صرفاً بر دوش CVCها گذاشت و بایستی همزمان سرمایهگذاران فرشته (Angel Investors) و شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر را نیز توانمند ساخت. شاخص اصلی برای ما این است که در عمل چه میزان سرمایه تازه به درون تیمها جریان یافته و چه افقی برای تولید محصول و تصاحب بازار پیشروی جوانان گشوده شده است.
