پیشنهاد جدید و مهم برای افزایش حقوق کارگران / حقوق کارگران دوباره زیاد می شود

در سال جاری، با وجود افزایش دستمزد روزانه کارگران به ۵۵۴ هزار تومان، این مبلغ کفاف خرید بیش از ۲۵۰ گرم گوشت قرمز را نمی‌دهد. این واقعیت تلخ، گواه آشکاری بر کاهش شدید قدرت خرید و تضعیف معیشت طبقه کارگر در برابر تورم لجام‌گسیخته است.

پیشنهاد جدید و مهم برای افزایش حقوق کارگران / حقوق کارگران دوباره زیاد می شود
پایگاه خبری تحلیلی عصر همگرایی:

توفان گرانی‌ها، ریشه‌های زندگی آبرومندانه طبقه کارگر ایران را نشانه گرفته است. امروزه، آرزوهایی چون خانه‌دار شدن، خرید خودرویی ساده یا حتی یک سفر کوتاه تفریحی، از دایره برنامه‌های زندگی خانواده‌های کارگری خارج شده و دغدغه اصلی آن‌ها، تنها زنده ماندن و تامین ابتدایی‌ترین نیازهای معیشتی است.

«سعید»، کارگر جوانی که پس از یک سال بیمه‌پردازی در یکی از شرکت‌های خدماتی تهران مشغول به کار است، از آرزوهای بربادرفته خود چنین می‌گوید: «با وجود حقوق ماهیانه ۲۵ میلیون تومانی و نداشتن خرج جانبی به دلیل مجرد بودن و کمک خانواده برای رهن خانه، توقع خرید خانه و ماشین را از ذهنم پاک کرده‌ام. تنها آرزویم خرید یک موتورسیکلت ساده است که قیمتی کمتر از ۲۵۰ میلیون تومان ندارد؛ یعنی معادل ده ماه حقوق کامل من. حتی با روزی یک وعده غذا، در سه ماه اخیر نتوانسته‌ام پس‌اندازی داشته باشم و مقروض هم هستم.»

او در پاسخ به سوالی درباره تشکیل خانواده و ازدواج، با لبخندی تلخ می‌افزاید: «چنین چیزهایی حتی به مخیله‌ام هم خطور نمی‌کند؛ من برای خودم نان شب به زور تهیه می‌کنم.» این روایت، تصویری روشن از وضعیت معیشتی کارگران مجرد و تحصیل‌کرده است؛ حال تصور کنید کارگران متاهل و دارای فرزند با چه چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنند.

شهر در تب نان می‌سوزد و گرانی‌های پی‌درپی کالاهای ضروری مانند لبنیات، برنج، گوشت، مرغ، تخم مرغ و دارو، مجالی برای دغدغه‌های فراتر از بقا باقی نگذاشته است. زندگی به تلاشی نافرجام برای زنده ماندن تقلیل یافته است.

سقوط معیشتی طبقه کارگر از اواسط دهه ۹۰ شمسی و با سیاست‌های یارانه‌زدایی و آزادسازی قیمت‌ها آغاز شد. هدفمندی یارانه‌ها، نام رمزی برای شوک‌درمانی ارزی بود که دست سودجویان را برای افزایش قیمت‌ها باز گذاشت. اما شیب تند این سقوط، از سال‌های پایانی دهه ۹۰ شدت گرفت و در یکی دو سال اخیر، با افزایش بی‌محابای قیمت ارز، زندگی کارگران به قهقرا رفت.

برای درک عمق فاجعه، کافیست به قیمت گوشت قرمز در سه سال اخیر نگاهی بیندازیم:

    سال ۱۴۰۲: هر کیلو ران گوسفندی ممتاز ۷۰۰ هزار تومان.

    سال ۱۴۰۳: هر کیلو ران گوسفندی ممتاز ۹۰۰ هزار تومان.

    سال ۱۴۰۴: هر کیلو ران گوسفندی ممتاز ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان.

    بهار ۱۴۰۵: هر کیلو ران گوسفندی ممتاز ۲ میلیون و ۳۸۰ هزار تومان.

مقایسه این ارقام با دستمزد روزانه کارگران، ابعاد دیگری از کاهش قدرت خرید را آشکار می‌کند:

    سال ۱۴۰۲: دستمزد روزانه ۱۷۶ هزار و ۹۴۲ تومان، معادل خرید ۲۵۰ گرم ران گوسفندی.

    سال ۱۴۰۳: دستمزد روزانه ۲۳۸ هزار تومان، معادل خرید ۲۶۰ گرم ران گوسفندی.

    سال ۱۴۰۴: دستمزد روزانه ۳۴۶ هزار تومان، معادل خرید ۲۶۰ گرم ران گوسفندی.

    سال ۱۴۰۵: دستمزد روزانه ۵۵۴ هزار تومان، معادل خرید ۲۳۰ گرم ران گوسفندی.

این آمار نشان می‌دهد که با وجود افزایش ۶۰ درصدی دستمزد که از سوی دولتمردان به عنوان گامی بلند در جهت بهبود معیشت کارگران توصیف شده، قدرت خرید آن‌ها نه تنها افزایش نیافته، بلکه به شدت افول کرده است. دستمزد یک روز کارگر برای هشت ساعت کار پیوسته، حتی کفاف خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز را هم نمی‌دهد؛ در حالی که یک وعده غذای گوشتی برای یک خانواده سه نفره، حداقل به همین میزان گوشت نیاز دارد.

یدالله فرجی، فعال صنفی بازنشستگان، در گفتگو با ایلنا به این معادلات نابرابر معیشتی اشاره می‌کند و می‌گوید: «پایه حقوق ۱۶ میلیون تومانی و نهایت ۲۲ میلیون تومانی یک بازنشسته پس از سی سال کار، هیچ تناسبی با قیمت‌های بازار ندارد. کارگران و بازنشستگان در حسرت یک غذای ساده هستند و مدام شرمنده خانواده‌هایشان می‌شوند.»

وی تاکید می‌کند: «زمانی که زمام آزادسازی و تورم را رها می‌کردند، هیچ فکری به حال معیشت مزدبگیران با حقوق ثابت نبودند و تنها به دنبال درآمدزایی بودند. گوشت قرمز به کالایی کاملاً لوکس تبدیل شده است و حتی قیمت مرغ و تخم‌مرغ نیز سر به فلک کشیده. اگر فکری اساسی برای وضعیت اقتصادی مردم نشود، اوضاع به وخامت حداکثری خواهد رسید و نارضایتی‌ها تشدید خواهد شد.»

در ماه‌های اخیر، برخی قیمت‌ها به شدت نجومی شده‌اند. اقلامی مانند لبنیات، دو یا حتی سه بار گران شده‌اند و داروها و ضروریات زندگی مردم نیز از دسترس خارج شده‌اند. در این میان، دولت و تصمیم‌سازان، به نظر می‌رسد میلیون‌ها انسانی را که درگیر این بحران جدی هستند، فراموش کرده‌اند. اگر اوضاع تغییر اساسی نکند، شهر در تب نان، به خاکستر تبدیل خواهد شد.

نظر شما