آخرین وضعیت اینترنت بین الملل ۱۲ اردیبهشت؛ نیم میلیون بده برای ۱۰ دقیقه وایفای
اکنون شصتوچهارمین روز خاموشی اینترنت در ایران است اما بویی از بهبود به مشام نمی رسد.
هر وقت صحبت از اینترنت در ایران میشود، همهمان حس میکنیم داریم وسط یک فیلمنامه بیپایان نفس میکشیم؛ جایی که نه قهرمانش پیداست و نه قرار است تا انتهایش را ببینیم. وزیر ارتباطات همانطور که میدانید، با قاطعیت گفت اوضاع به روزهای خوب قبل از جنگ برگشته، اما اگر فقط یک دقیقه از قاب تلویزیون بیرون بیایید و توی یک کافیشاپ یا خانه مردم بنشینید، میبینید این «برگشتن» فقط یک شعار قشنگ است و نه یک واقعیت ملموس. اینترنت واتساپ یا همان ترافیکش را بگذارید گردن یک نهاد، فیلترینگ را گردن یکی دیگر، اما درد مردم را گردن چه کسی بیندازیم؟
فرض کنید قرار است با مشتری خارجیتان تماس تصویری بگیرید، اما ناگهان صفحه لگ میزند. وسط یک جلسه آنلاین دانشگاهی، ناگهان قطع میشوید. اپ استور باز نمیشود، کد تأیید تلگرام به گوشیتان نمیرسد. این ها را تعریف نمیکنم تا غمانگیز باشد؛ این ها روایت همین امروز و دیروز میلیونها نفر در این مملکت است. ترافیک اینترنت مثل جادهای شده که یکطرفه بسته است. جالب است که وزیر میگوید همه چیز عادی است. شاید عادی برای ایشان یعنی اینترنتی که به سختی جان میدهد برای باز کردن یک ایمیل ساده آن هم اگر اصلا باز شود!
اما قضیه فقط به کیفیت پایین ختم نمیشود. توی این شرایط، یک معضل جدید هم متولد شده به نام «اینترنت طبقاتی» یا همان خطوط سفید.
تصورش را بکنید. شما صدها میلیون تومان پول میدهید یک گوشی آیفون میخرید. وقتی میروید مغازه، برای اینکه گوشی برای اولین بار روشن شود و «اکتیو» گردد، نیاز به اینترنت آزاد دارید که به سرورهای اپل وصل شود. اما اینترنت معمولی که وصل نمیشود. اینجا یک موبایلفروش میآید وسط که به اصطلاح خط «ویژه» یا «سفید» دارد؛ اینترنتی که بدون فیلترشکن به همه جای جهان وصل میشود. جالب اینجاست که برای گرفتن رمز وایفای این مغازه فقط به مدت ۱۰ دقیقه، از شما بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان پول میخواهد!
واقعاً باید پرسید: این تبعیض دیجیتال با کدام مجوز به یک منبع درآمد رانتی برای عدهای خاص تبدیل شده است؟ این سوالی است که مسئولان باید پاسخش را بدهند. اگر بحث امنیت ملی مطرح است، چطور امنیت با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان به یک مغازهدار، دیگر به خطر نمیافتد؟
خوشبختانه فقط مردم نیستند که اعتراض دارند. محمد معتمدیزاده، سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس، صراحتاً گفته است: «جامعه حق دارد ناراحت باشد. این دوگانگی که عدهای نورچشمی از سیمکارتهای سفید استفاده کنند، قابل قبول نیست.» او وعده ورود کمیسیون به این موضوع و مکاتبه با وزارت ارتباطات را داده است.
از طرف دیگر، عبدالکریم حسینزاده، معاون توسعه روستایی رئیسجمهور، نه تنها با اینترنت طبقاتی مخالفت کرده، بلکه دقیقاً همین مشکل را دیده است. او میگوید: «ما معتقدیم دسترسی پایدار، آزاد و باکیفیت به اینترنت باید برای همه مردم فراهم باشد.» البته نکته جالب اینجا که ایشان گفته است در شرایط بحرانی فعلی و برای روستاییان (بهویژه زنان تولیدکننده صنایع دستی)، حاضرند همین اینترنت پرو را با تعرفه پایینتر بدهند تا کسبوکارشان از بین نرود. چون به قول خودش: «اینترنت برای خانوادههای روستایی دیگر لوکس نیست؛ بخشی از معیشت و بقاست.»
نکته تلخ ماجرا این است که هیچ پاسخ شفافی از وزارت ارتباطات نمیشنویم. نه اینکه جوابی نباشد، انگار ترجیح میدهند مونولوگ بخوانند. رسانهها میپرسند، مردم فریاد میزنند و فروشندهها دارند از محدودیت درآمدزایی میکنند. این سکوت، شکاف بین مردم و حاکمیت را عمیقتر از خود فیلترینگ کرده است.
کسبوکارها در حال نابودی هستند، کارآفرینی که نمیتواند یک تماس بگیرد، مادری که نمیتواند کودکش را سرگرم کند و حالا جوانی که مجبور است برای اتصال اولیه گوشیاش، نصف یک حقوق را باج بدهد و باز هم پروژه اش زمین بماند. آقای وزیر، فرقی نمیکند که گردن این مشکلات را بیندازیم گردن مرکز ملی فضای مجازی یا کارگروه فیلترینگ؛ واقعیت تلخی که در کوچه و بازار جریان دارد این است که اینترنت در ایران، همچنان یک قصه نیمهتمام مانده که هیچکس نمیداند کی به خانه میرسد سعی نکنیم آن را عادی جلوه دهیم!
نظر شما