خبر خوش واریزی برای ۵ میلیون بازنشسته تأمین اجتماعی | ۲۷۷ هزار میلیارد تومان به صندوق تزریق شد

سازمان تأمین اجتماعی با پوشش بیش از 46 میلیون نفر، بزرگترین نهاد بیمه‌گر اجتماعی در ایران و یکی از بزرگترین صندوق‌های بازنشستگی در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود . این سازمان حدود نیمی از جمعیت کل کشور را تحت پوشش خدمات بیمه‌ای، درمانی و مستمری قرار داده است و نقشی بی‌بدیل در نظام رفاه و تأمین اجتماعی ایران ایفا می‌کند.

خبر خوش واریزی برای ۵ میلیون بازنشسته تأمین اجتماعی | ۲۷۷ هزار میلیارد تومان به صندوق تزریق شد
پایگاه خبری تحلیلی عصر همگرایی:

این تعداد افراد زیر یک سقف قرار دارند؛ سازمان تأمین اجتماعی در حالی نیمی از جمعیت ایران را از گهواره تا کهنسالی پوشش می‌دهد که براساس اطلاعات موجود ماهانه حدود 210 هزار میلیارد تومان برای این گروه‌ها در یک صندوق بین‌نسلی هزینه به عهده دارد.

براساس همین ادعا می‌توان بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران را به عنوان صاحبان اصلی بزرگترین صندوق بین‌نسلی کشور دانست. نگاهی به تعهدات این سازمان بیمه‌گر می‌تواند بخشی از گسترده‌ای خدمات آن را نشان دهد. بدون هزینه‌گرد یک ریال از بودجه عمومی، روایت تأمین اجتماعی برای همه مشمولان و ذینفعان است.

سازمان تأمین اجتماعی را می‌توان سازمانی برای همه نسل‌ها دانست. سازمان تأمین اجتماعی با پوشش بیش از ۴۶ میلیون نفر، بزرگترین و تأثیرگذارترین نهاد بیمه‌گر کشور است که از تولد تا سالمندی، همراه و حامی میلیون‌ها ایرانی بوده است. بیمه شدگان و مستمری‌بگیران به عنوان صاحبان اصلی این سازمان بین‌نسلی، سرمایه اجتماعی عظیمی را در این نهاد نهفته دارند.

با وجود چالش‌های جدی ناترازی مالی که ریشه در تصمیمات گذشته و تغییرات ساختاری جمعیت دارد، سازمان با تکیه بر استقلال مالی خود و با دریافت حق بیمه از جامعه کارگری، مصمم است به تعهدات خود در قبال همه ذینفعان عمل کند. اصلاحات ساختاری، وصول مطالبات و همکاری دولت در تسویه بدهی‌ها، مسیر پیش روی این سازمان بزرگ برای عبور از بحران و تداوم خدمات بی‌مانند خود در آینده خواهد بود.

سازمان تأمین اجتماعی در طول دهه‌ها فعالیت خود، حضوری بی‌صدا اما تعیین‌کننده در لحظه‌های حیاتی زندگی ایرانیان داشته است. این نهاد، فراتر از یک ساختار صرفاً بیمه‌ای، زنجیره‌ای است که روزهای پرتوان جوانی و اشتغال را به ایام آرامش در دوران کهنسالی پیوند می‌دهد.

رابطه میلیون ها ایرانی با این سازمان، نه در بازه‌های زمانی کوتاه، که در پهنه‌ای به وسعت یک عمر تعریف می‌شود؛ از نخستین روزهای ورود به بازار کار، تا سال‌هایی که مستمری بازماندگان، چراغ خانه‌ای را روشن نگه می‌دارد. در این روایت مستمر از عدالت و حمایت اجتماعی، هر پرداخت حق بیمه، نه صرفاً یک واریزی مالی، بلکه پیمانی است برای تضمین امنیت روزهای پیش‌رو که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

بیمه‌شدگان اصلی و تبعی به عنوان اصلی‌ترین صاحبان سازمان تأمین اجتماعی به شمار می‌روند. از مجموع ۳۷ میلیون بیمه شده سازمان، حدود 16 میلیون نفر را بیمه‌شدگان اصلی و ۲۱ میلیون نفر را افراد تبعی (خانواده بیمه‌شدگان) تشکیل می‌دهند. در میان بیمه‌شدگان اصلی، حدود 11 میلیون نفر تحت پوشش بیمه اجباری قرار دارند که ستون اصلی جامعه بیمه‌پردازان کشور محسوب می‌شوند.

چتری برای ۴۶ میلیون نفر سازمان تأمین اجتماعی امروز بزرگترین نهاد بیمه‌ای ایران است؛ مجموعه‌ا‌ی که میلیون‌ها نفر از جمعیت کشور را زیر چتر خود گرفته و سرنوشت اقتصادی بخش عمده‌ای از جامعه به تصمیم‌های این نهاد بزرگ بیمه‌گر از میان همه صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ای گره خورده است.

این جمعیت عظیم، بیش از ۳۷ میلیون بیمه شده اصلی و تبعی و افزون بر ۱۰میلیون مستمری‌بگیر را در خود جای داده است. ماهانه بیش از ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر، مستمری دریافت می‌کنند؛ رقمی که برای میلیون‌ها خانواده ایرانی نه یک عدد روی کاغذ، بلکه نفس امنیت اقتصادی و رکن اصلی معیشت است.

مستمری‌بگیران؛ بازنشستگان، ازکارافتادگان و بازماندگان

براساس آخرین داده‌های آماری سازمان تأمین اجتماعی تعداد مستمری‌بگیران سازمان به حدود 10 میلیون نفر رسیده است که از این تعداد بیش از 3 میلیون نفر بازنشسته، ۱۵۰ هزار نفر ازکارافتاده و یک میلیون و 800 هزار نفر را بازماندگان بیمه‌شدگان تشکیل می‌دهند.

این پوشش، تنها به یک پرداخت دوره‌ای خالصه نمی‌شود، حقوق بازنشستگی، تأمین هزینه‌های درمان، مقرری بیمه بیکاری، غرامت ایام بیماری، کمک هزینه بارداری و مجموعه‌ای از تعهدات قانونی دیگر، زنجیره‌ای از هجده خدمت متنوع را شکل می‌دهند که از بدو تولد تا سالمندی و حتی پس از آن، همراه ایرانیان است.

رابطه فرد با این نهاد، از کودکی و دریافت نخستین خدمات درمانی آغاز می‌شود؛ در سال‌های اشتغال، با حق‌بیمه‌هایی که ماه به ماه کسر می‌شود استحکام می‌یابد؛ هنگام بیماری یا بیکاری، به تکیه‌گاه بدل می‌شود؛ و در بازنشستگی، در قامت مستمری ماهانه تجلی پیدا می‌کند.

حتی مرگ بیمه شده پایان این رابطه نیست؛ چون در قالب مستمری بازماندگان، حمایت سازمان تأمین اجتماعی به نسل بعد منتقل می‌شود. همین پیوستگی است که تأمین اجتماعی را از یک شرکت بیمه خصوصی جدا می‌کند و آن را به روایتی میان‌نسلی از عدالت و حمایت اجتماعی بدل می‌سازد.

بیش از یک میلیون و 300 هزار کارگاه در سراسر کشور تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی قرار دارند که از میان آنها، کارفرمایان صنفی با بیش از یک میلیون کارگاه، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده‌اند. گروه‌های مختلفی از جمله رانندگان، کارگران ساختمانی و صاحبان حرف و مشاغل آزاد نیز تحت پوشش این سازمان هستند.

سازمان تأمین اجتماعی یک نهاد درآمد-هزینه‌ای است که بر اساس اصل مشارکت سه‌جانبه (کارگر، کارفرما و دولت) و با دریافت حق بیمه از جامعه کارگری، منابع مالی خود را تأمین می‌کند. بیش از 80 درصد از درآمدهای سازمان از محل حق بیمه‌های بازنشستگی وصول می‌شود. این سازمان از بودجه عمومی دولت استفاده نمی‌کند و به لحاظ مالی، استقلال قابل توجهی دارد.

با این حال، در سال‌های اخیر، ناترازی عمیق میان منابع و مصارف به بزرگترین چالش سازمان تبدیل شده است. مدیریت سازمان تأمین اجتماعی با اشاره به این ناترازی اعلام کرده است که هزینه‌های ماهانه سازمان به حدود ۲۱۰ هزار میلیارد تومان رسیده، در حالی که درآمد وصولی حق بیمه در ماه‌های اخیر کمتر بوده است.

البته که بخش اعظم هزینه‌های سازمان تأمین اجتماعی صرف پرداخت حقوق و مستمری همه بازنشستگان و مستمری‌بگیران تحت پوشش با جامعه آماری 5 میلیون و 300 هزار نفری می‌شود. سازمانی که حدود 60 تا 70 درصد کل بازنشستگان کشور را خدمات‌رسانی می‌کند و هزینه‌های هنگفتی به صورت ماهانه برای این اقشار به عهده دارد.

ارزیابی‌های اتحادیه بین‌المللی تأمین اجتماعی (ISSA) نیز این جایگاه را تأیید می‌کند؛ تأمین اجتماعی ایران در زمره سخاوتمندترین نظام‌های بیمه‌گر اجتماعی شناخته می‌شود، نظامی که در ادوار مختلف کوشیده است دامنه و کیفیت خدمات خود را با نیازهای متغیر جامعه هماهنگ کند.

 استقلالی که باید حفظ شود در پس این گستره خدمات، واقعیتی کمتر روایت شده وجود دارد که درک درست هر بحران و راه‌حلی به آن وابسته است: تأمین اجتماعی، بر اساس قانون، نهادی عمومی و غیردولتی است. منابع مالی آن، نه از بودجه عمومی دولت، بلکه صرفاً از محل حق‌بیمه‌های دریافتی بیمه‌شدگان و کارفرمایان، مطابق قانون مصوب سال ۱۳۵۴ تأمین می‌شود.

 ساختار مالی سازمان، درآمد–هزینه‌ای است و این یعنی هر تعهدی که بر دوش آن نهاده می‌شود، باید منبعی مشخص و پایدار داشته باشد. همین ماهیت است که مأموریت سازمان را فراتر از پرداخت مستمری یا ارائه خدمات درمانی تعریف می‎کند. کارکرد اصلی این نهاد، برقراری عدالت اجتماعی، بازتوزیع ثروت و صیانت از نیروی کار است. منابعی که در اختیار سازمان قرار دارد، دارایی مشاع بیمه‌شدگان و ذینفعان و مصداق روشن حق‌الناس است؛ امانتی که دقت و انضباط را در تمام تصمیم‌ها، نه یک انتخاب اداری، بلکه تکلیفی شرعی، قانونی و اخلاقی می‌سازد.

عوامل متعددی در ایجاد ناترازی منابع و مصارف در بزرگترین سازمان بیمه‌گر نقش داشته‌اند که مهمترین آنها شامل افزایش بی‌سابقه تعداد بازنشستگان و تصمیمات بیمه‌های دولت‌های گذشته است. ‌اگر روال عادی حوزه بازنشستگی جریان داشت، اکنون حدود ۳ میلیون بازنشسته تحت پوشش سازمان قرار می‌گرفتند، اما اکنون این رقم به 5 میلیون و 300 هزار نفر رسیده است. به دلیل موضوعاتی نظیر بازنشستگی سخت و زیان‌آور، بازنشستگی‌های پیش از موعد و سنوات ارفاقی، شرایط امروز را تجربه می‌کنیم.

بر اساس اعلام مسئولان، بخش قابل توجهی از ناترازی سازمان، ریشه در قوانین و تکالیفی دارد که در سال‌های مختلف بر دوش سازمان گذاشته شده است. در سال جاری نیز هزاران میلیارد تعهد جدید برای سازمان تأمین اجتماعی ایجاد شده، در حالی که تنها بخشی از آن در بودجه پیش‌بینی شده است.

همچنین ضریب پشتیبانی یکی دیگر از دلایل ناترازی منابع و مصارف در سازمان تأمین اجتماعی به شمار می‌رود به گونه‌ای که در حال حاضر نسبت بیمه‌شدگان به بازنشستگان در ایران حدود 4 بیمه‌شده به یک مستمری‌بگیر است، در حالی که استاندارد جهانی این نسبت 10 نفر به یک نفر مستمری‌بگیر است. این اختلاف ساختاری، فشار بسیار زیادی بر منابع مالی سازمان تأمین اجتماعی وارد کرده و پایداری صندوق را با چالش جدی مواجه ساخته است.

هر تصمیم درباره درآمد، هزینه، تعهد یا خدمت، مستقیماً با زندگی انسانی گره می‌خورد که سال‌ها سهم خود را برای آینده پس‌انداز کرده است. اما این ساختار به ظاهر مستحکم، با چالش‌هایی روبه‌روست که بی‌توجهی به آنها، پایه‌های همین استقلال را می‌لرزاند.

 شکاف میان تعهد و منبع مهمترین زنگ خطر برای هر نظام بیمه اجتماعی، نسبت میان بیمه‌پردازان و مستمری‌بگیران است؛ نسبتی که در سال‌های اخیر به شکلی نگران‌کننده رو به وخامت گذاشته است. پیری جمعیت و بسته شدن تدریجی پنجره جمعیتی، این ناترازی را تشدید کرده، اما ریشه ماجرا تنها به تغییرات جمعیتی بازنمی‌گردد.

 بخش قابل توجهی از فشار بر سازمان تأمین اجتماعی، حاصل قوانینی است که با اصول بنیادین بیمه‌های اجتماعی و قواعد اکچوئری در تعارض‌اند. نتیجه را می‌توان در ترکیب مستمری‌بگیران دید: امروز بیش از ۵۱ درصد مستمری‌بگیران سازمان را بازنشستگان ارفاقی تشکیل می‌دهند؛ گروهی که مشاغل سخت و زیان‌آور و بازنشستگی‌های پیش از موعد را شامل می‌شوند.

با وجود این ناترازی عمیق، مدیریت سازمان تأمین اجتماعی تأکید دارد که پرداخت مستمری، ارائه خدمات درمانی و پرداخت بیمه بیکاری از جمله تعهداتی است که تحت هیچ شرایطی قابل تعویق یا تعطیلی نیست. در مراکز درمانی ملکی سازمان، تمامی خدمات به صورت رایگان به بیمه‌شدگان ارائه می‌شود و در مراکز طرف قرارداد نیز بخش عمده هزینه‌های درمان بر عهده سازمان تأمین اجتماعی است.

ارائه خدمات درمانی به 46 میلیون نفر و پرداخت مستمری به بیش از ۵ میلیون و 300 هزار نفر، حجم عظیمی از تعهدات روزانه سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل می‌دهد که حتی در شرایط جنگی و اقتصادی دشوار نیز ادامه یافته است.

افزایش تعهدات سازمان تأمین اجتماعی، بی‌آنکه منابع متناظرشان به شکل پایدار تأمین شود، به طور طبیعی فاصله میان منابع و مصارف را عمیق‌تر می‌کند. در کنار آن، معافیت‌های بیمه‌ای نیز قرار دارند که با شرط تأمین منابع از محل بودجه دولت تصویب شده‌اند، اما در عمل هیچگاه به شکل لازم در بودجه‌های سنواتی پیش‌بینی نشده‌اند.

پیامد این وضع روشن است: درآمد سازمان کاهش می‌یابد، حال آنکه تعهدات ناشی از این معافیت‌ها سر جای خود باقی می‌ماند. اینجاست که مسئله تأمین اجتماعی از حیاط درونی یک سازمان فراتر می‌رود و به موضوعی در سیاستگذاری عمومی کشور تبدیل می‌شود؛ مسأله‌ای که سرنوشت آن را نمی‌توان تنها از اتاق مدیران این صندوق پیگیری کرد.

سازمان تأمین اجتماعی برای خروج از وضعیت ناترازی و تضمین پایداری بلندمدت، برنامه‌های متعددی را در دستور کار قرار داده است که در همین ارتباط ۱۲ پیشنهاد اصلاحی به دولت و مجلس شورای اسلامی ارائه شده که بدون تحمیل هزینه جدید به کارگران و کارفرمایان، می‌تواند کسری منابع سازمان را در شرایط عادی به صفر برساند.

همچنین تدوین ۳۲ برنامه اجرایی برای افزایش درآمد، مدیریت هزینه‌ها و اصلاح ساختار مالی در حال اجرا یکی دیگر از این برنامه‌های راهبردی سازمان به شمار می‌‍‌رود. تزریق ۲۷۷ هزار میلیارد تومان اعتبار از سوی دولت برای ایفای تعهدات به سازمان تأمین اجتماعی، گامی مهم در جهت تسویه بدهی‌های انباشته و تضمین پرداخت به موقع مستمری‌ها است.

نظر شما