هزینههای زندگی بازنشستگان سر به فلک کشید | نگرانی از تأمین مخارج ضروری
سالهای سالمندی و بازنشستگی پس از سالها کار و تلاش، قرار بود دورانی آرامتر باشد؛ اما افزایش پیوسته قیمتها این تصور را برای بخشی از سالمندان دگرگون کرده است. این افراد نمیتوانند مانند بسیاری از سالمندان دنیا پسانداز خود را صرف تفریح و گردش کنند، بلکه باید با نگرانی برای تأمین هزینههای ضروری زندگی دستوپنجه نرم کنند.
افزایش هزینههای زندگی آرامش دوران بازنشستگی را به دغدغههای مالی تبدیل کرده است. بسیاری از سالمندان دیگر قادر نیستند از خدمات مراقبتی برخوردار شوند یا حتی روز دریافت حقوق را روزی بیدغدغه تصور کنند. برخی از آنها، حتی پس از بازنشستگی نیز به کسب درآمد نیاز دارند تا هزینههای روزمره و درمان خود را تأمین کنند.
بر اساس آمارهای رسمی، حداقل مستمری سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۵ با افزایش ۶۰ درصدی به ۱۶میلیون و ۶۲۵ هزار تومان رسیده است. همچنین حقوق بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری با ۳۰ سال سابقه خدمت، حداقل ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام شده است.
در مقابل، شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به اسفند سال قبل بیش از ۷۱ درصد رشد کرده و تورم ماهانه گروه خوراکیها و آشامیدنیها نیز ۸.۶ درصد گزارش شده است. این تضاد بین درآمد ثابت و افزایش بیوقفه قیمتها، فشار شدیدی بر زندگی سالمندان وارد کرده است.
مثلاً «آقا رضا» که ۶۷ سال سن دارد و سالها برای روزهای بازنشستگی پسانداز کرده است، با مشکلات زیادی روبرو است. پسرش در آستانه ازدواج است و هزینههای برگزاری مراسم فراتر از پیشبینیهایش شده است. کم کردن تعداد میهمان و حذف خریدهای غیرضروری هم نتوانسته هزینهها را متناسب با بودجه بازنشستگی کند.
آقا رضا میگوید: «۲۰ سال پیش فکر میکردم وضعم دیگر بهتر خواهد شد اما حالا این شرایط برایم شبیه عذاب است.» تا حدی از هزینههای ضروری مانند تعویض عینک همسرش صرفنظر کردهاند، ولی نگرانی اصلی این است که نتواند کمک کافی به پسرش در آغاز زندگی مشترک بکند.
این وضعیت برای بسیاری از خانوادههای ایرانی که نقش مالی در ازدواج فرزندان خود دارند معمول است. در حالی که بازنشستهها درآمد ثابتی دریافت میکنند، هزینههای زندگی و درمان دائمی آنها به سرعت افزایش یافته است.
«مریم خانم» که به دیابت مبتلاست و مشکلات مفصلی دارد، با دشواریهای زیادی در تأمین داروهای مورد نیاز خود مواجه است. او میگوید که نمیتواند هزینههای درمان را حذف کند و حتی یافتن دارو به دلیل کمبود و افزایش قیمت دشوار شده است. هزینههای درمان تنها به هزینه دارو محدود نمیشود بلکه ویزیت پزشک، آزمایشهای دورهای و رفتوآمد نیز بخشی از هزینهها را تشکیل میدهد.
در کنار درمان، هزینه خوراک نیز به طرز چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش هزینهها برای سالمندی با درآمد ثابت و نیازهای درمانی مستمر، فشار بیشتری ایجاد کرده است. مریم خانم هنگامی که ناچار به کمک گرفتن از فرزندان میشود، احساس ناراحتی دارد و دلش میخواهد دیدارهای خانوادگی به موضوعات روزمره زندگی اختصاص یابد، نه دغدغههای مالی و هزینههای درمانی.
«آقا کاظم»، معلم بازنشستهای که مجبور به ادامه کار برای تأمین مخارج زندگی شده است، میگوید: «نمیدانستم بازنشستگی یعنی مجبور بودن به کار دوباره. درآمد بازنشستگی برای مخارج خانه کفایت نمیکند و درآمدهای جانبی نیز ناهموار و نامطمئن است.»
او که با رانندگی مسافرکشی درآمد کسب میکند، با مسائلی مانند هزینه بنزین و تعمیر خودرو نیز مواجه است که از درآمدش کسر میشود. با این حال این درآمد اضافی برای پرداخت قسطها و هزینههای ماهانه خانواده حیاتی است.
نظر شما