رفتن به محتوا

معیارهای قدرت ایران از نگاه الهی؛ فراتر از مؤلفه‌های مادی و اقتصادی

در ششمین نشست «ایران قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» اساتید با تأکید بر اینکه قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود، پیوند ایمان و معنویت با علم، تفکر، استقلال‌طلبی و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی از عوامل اساسی اقتدار کشور دانستند.

معیارهای قدرت ایران از نگاه الهی فراتر از مؤلفه های مادی و اقتصادی

پایگاه خبری عصر همگرایی: به نقل از خبرنگار خبرگزاری حوزه، ششمین نشست از سلسله‌نشست‌های علمی‌تبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» با محوریت بیانات رهبر معظم انقلاب و با نگاهی به مبانی قرآنی و روایی قدرت به میزبانی خبرگزاری حوزه برگزار شد.

در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی رجایی مسئول مرکز ارتباطات حوزه و نظام حوزه علمیه کشور به تشریح این موضوع پرداخته اند که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

حجت‌الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی:

* قدرت ایران از نگاه مادی و الهی؛ بیانی کوتاه با مفهومی عمیق

بسم‌الله الرحمن الرحیم

موضوع قدرت، با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری (دام‌ظله) مبنی بر اینکه ایران از نگاه مادی‌گرایان، قدرت چهارم جهان و از نگاه الهی، قدرت اول جهان محسوب می‌شود، نکته‌ای بسیار ظریف و دقیق است.

اگرچه این فرمایش از چند کلمه بیشتر تشکیل نشده است، اما عمق معنایی فراوانی دارد. الحمدلله، مقام معظم رهبری همانند سایر بیاناتشان، تلاش کرده‌اند با کوتاه‌ترین کلمات، معنایی بزرگ را منتقل کنند و مخاطبان را به نکات عمیقی توجه دهند.

بنده خود را در جایگاهی نمی‌بینم که بخواهم توضیح و تشریحی جامع درباره فرمایش ایشان ارائه کنم؛ بلکه صرفاً تلاش می‌کنم زاویه‌ای بسیار محدود از این مسئله را باز کنم و بر اساس فهم خود، نکاتی را که می‌توان از این فرمایش استفاده کرد، عرضه کنم.

* قدرت؛ مفهومی فراتر از توانایی‌های فردی و اجتماعی

قدرت در معنای عام خود، شامل قدرت فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ملی و انواع و اقسام توانایی‌هایی است که یک فرد، ملت یا دولت برای پیشبرد اهداف خود و برداشتن موانع از مسیر پیشرفت در اختیار دارد.

به‌نوعی می‌توان گفت قدرت به معنای توانایی است. گاهی از منظر فردی به آن نگاه می‌کنیم و می‌پرسیم یک فرد قدرتمند چه شاخص‌هایی باید داشته باشد و فردی که این شاخص‌ها را ندارد، چه ویژگی‌هایی دارد که او را به انسانی ضعیف و کم‌توان تبدیل می‌کند.

گاهی نیز در سطح یک ملت یا در مقیاس جهانی به مسئله قدرت نگاه می‌کنیم. در این سطح، منظور آن است که یک جامعه یا کشور برای پیشبرد اهداف خود تا چه اندازه توانایی دارد، چه ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آن‌ها استفاده کند و تا چه میزان قادر است در برابر دشمنان و کسانی که مانع پیشرفت آن می‌شوند یا در مسیر استیفای حقوقش مزاحمت ایجاد می‌کنند، مقاومت کند و آن‌ها را از سر راه بردارد.

* قدرت ملی و جایگاه کشورها در روابط بین‌الملل

در فضایی که مقام معظم رهبری این فرمایش را مطرح فرموده‌اند، عمدتاً با قدرت ملی و قدرت در عرصه سیاست‌ها و روابط بین‌الملل مواجه هستیم؛ یعنی اینکه ایران از این منظر، قدرت چهارم جهان یا قدرت اول جهان محسوب می‌شود.

در این چارچوب، بحث بر سر آن است که کشورها برای پیشبرد اهداف خود چه میزان توانایی دارند، با چه اندازه‌ای از موانع مواجه هستند، تا چه میزان استقلال رأی و استقلال عمل دارند و در مسیر تحقق اهدافشان و مقابله با دشمنانی که قصد سلطه بر آن‌ها را دارند، چه میزان توانمند هستند.

این سلطه‌جویی ممکن است در ارتباط با سرزمین کشورها، منابع آن‌ها یا حتی تصمیم‌گیری‌های سیاسی‌شان باشد. بنابراین، باید بررسی کرد که کشورها تا چه اندازه می‌توانند چنین موانعی را از سر راه خود بردارند و در برابر مزاحمت‌ها و احیاناً حملاتی که ممکن است از سوی دشمنان صورت بگیرد، از تاب‌آوری و مقاومت برخوردار باشند.

* دو رویکرد متفاوت به مسئله قدرت؛ نگاه سکولار و نگاه الهی

درباره قدرت، مانند بسیاری از مسائل دیگر، می‌توان از دو نگاه کلی به بررسی موضوع پرداخت و با آن مواجه شد؛ یکی نگاه سکولار و مادی و دیگری نگاه الهی به مسائل، از جمله مسئله قدرت و قدرت سیاسی.

در نگاه سکولار، غالباً بر برخی مؤلفه‌ها تأکید می‌شود که هم از جهت هدف‌گذاری و هم از جهت مؤلفه‌های قدرت، عمدتاً ناظر به مسائل دنیوی، مادی، قابل مشاهده و قابل محاسبه هستند.

برای مثال، گاهی مؤلفه‌های قدرت را شامل قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، قدرت اطلاعاتی، توانایی هماهنگ‌سازی و ایجاد مراکز قدرت منطقه‌ای و مواردی از این قبیل می‌دانند.

این مؤلفه‌ها در واقع ابزارها و زمینه‌هایی هستند که یک کشور به کمک آن‌ها می‌تواند آنچه را به نفع خود می‌بیند و اهدافی را که دنبال می‌کند، به پیش ببرد.

هر اندازه یک کشور بتواند با استفاده از این ابزارها، اهداف خود را بهتر و سریع‌تر و با دغدغه‌های کمتر دنبال کند، از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.

طبیعتاً کشوری که از اقتصاد قدرتمندی برخوردار است، می‌تواند با استفاده از ابزارهای اقتصادی، زمینه پیشرفت‌های اقتصادی، علمی و نظامی خود را فراهم کند.

همچنین کشوری که اطلاعات گسترده‌ای درباره مسائل مختلف، از جمله دشمنان و توانایی‌های آن‌ها در اختیار دارد، بهتر می‌تواند آن‌ها را مدیریت و مهار کند و راهکارهای مقابله با آن‌ها را تولید کند تا بتواند موانع را از سر راه خود بردارد.

* ارزیابی قدرت ایران بر اساس شاخص‌های مادی

هنگامی که مطرح می‌شود در پی حوادثی که طی مدت اخیر و در جریان آنچه از آن به‌عنوان دفاع مقدس سوم یاد می‌شود، اتفاق افتاد، جهان به این نتیجه رسید که ایران چهارمین قدرت برتر جهان است، این ارزیابی بر اساس همان محاسبات مادی صورت می‌گیرد.

با در نظر گرفتن جمعیت، موقعیت جغرافیایی، توانمندی‌های تسلیحاتی و مهماتی و سایر ظرفیت‌های ایران، این مسئله مورد توجه قرار می‌گیرد که کشورمان توانسته است در برابر یکی از بزرگ‌ترین کشورهای به‌اصطلاح قدرتمند جهان دوام بیاورد، از خود دفاع کند، دشمن را به عقب براند و بسیاری از اهداف خود را محقق سازد.

بر اساس چنین محاسباتی، برخی این‌گونه مطرح کردند که پس از کشورهایی مانند آمریکا، چین و روسیه، کشور دیگری را سراغ نداریم که از چنین توانایی‌هایی برخوردار باشد.

* نقش ایمان دینی در شکل‌گیری قدرت ایران

درباره اینکه چرا چنین قدرتی در ایران به وجود آمده است، می‌توان تحلیل‌های مختلفی ارائه کرد. قطعاً مسئله ایمان دینی مردم، تربیت مذهبی آنان بر اساس سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، سایر ویژگی‌های شخصیتی و تاریخی و نکات دیگر، هرکدام می‌توانند به‌عنوان عوامل مؤثر در این زمینه مورد بررسی قرار گیرند. می‌توان برای هر یک از این عوامل ضریبی در نظر گرفت و درباره آن‌ها مطالعه و بحث کرد.

اگر در همین چارچوب بخواهیم مسئله قدرت الهی و نگاه الهی را نیز دخالت دهیم و به حساب بیاوریم، قطعاً یکی از عواملی که موجب شد ملت مؤمن ایران در برابر این حادثه عظیم و غیرقابل‌باور دوام بیاورد، در صحنه باقی بماند و اراده خود را بر دشمن تحمیل کند، ایمان دینی مردم است.

ایمان دینی مردم، بدون تردید، عاملی بسیار مؤثر بوده است و اگر نگوییم مؤثرترین عامل، دست‌کم یکی از مهم‌ترین عوامل در این زمینه بوده و خواهد بود.

این یک نوع تحلیل از مسئله قدرت است؛ اما به نظر می‌رسد بتوانیم در سطح دیگری نیز این موضوع را باز کنیم و تحلیل کنیم و یکی از زوایای فرمایش مقام معظم رهبری را به این صورت تفسیر کنیم که از نگاه الهی، مسئله ایمان، قدرت الهی و نصرت الهی صرفاً به این معنا نیست که این عوامل در پیشبرد اهداف دنیوی جامعه اسلامی کمک می‌کنند؛ هرچند این تأثیرگذاری نیز وجود دارد.

* قدرت حقیقی جامعه اسلامی؛ فراتر از توانایی دفاع و پیشرفت مادی

این مسئله قطعاً عامل بسیار مهمی است و فضای بسیار جالبی برای ادامه بحث و تحلیل سیاسی فراهم می‌کند. ما نمی‌خواهیم این موضوع را انکار کنیم و از اهمیت آن نیز چیزی کم کنیم؛ اما می‌خواهم عرض کنم که اگر بخواهیم نگاه الهی مقام معظم رهبری را در افق بالاتری بسط دهیم و تبیین کنیم، باید به نکته دیگری نیز توجه داشته باشیم.

قدرت صرفاً به این معنا نیست که یک ملت توانایی دفاع از خود را داشته باشد، دشمن را به زبونی بکشاند و امور خود را پیش ببرد؛ بلکه شاید مهم‌تر از این، آن باشد که نگاه الهی موجب می‌شود اساساً ملتی که با چنین نگاهی خود و جهان را رصد می‌کند و در این مسیر حرکت می‌کند، اهدافی فراتر از دفاع از خود، پیشرفت اقتصادی، توسعه فناوری و مسائلی از این قبیل برای خود در نظر بگیرد.

آنچه از همه این امور مهم‌تر است و می‌توان گفت سایر مسائل مقدمه‌ای برای تحقق آن هستند، قدرت اخلاقی و قدرت معنوی است؛ قدرتی که یک کشور باید برای دستیابی به اهداف معنوی‌ای که خدای متعال انسان را برای رسیدن به آن‌ها آفریده است، در اختیار داشته باشد.

* هدف نهایی خلقت انسان؛ تقرب به خداوند و خداگونه شدن

ما در چارچوب نگاه اسلامی و نظام فکری اسلام، بالاترین هدف خلقت انسان را تقرب به خداوند و خداگونه شدن می‌دانیم.

اگر قرار است یک فرد یا یک ملت هدفی را برای خود تعیین کند، در مسیر تحقق آن گام بردارد و برای رسیدن به آن هدف، قدرت متناسب را به دست آورد، باید همه مسائل، از جمله دوست و دشمن و سایر موضوعات را نیز بر اساس همین هدف بسنجد.

هدف این است که جامعه به سمتی حرکت کند که بتواند فضایی فراهم آورد تا افراد آن جامعه به سوی قرب الهی پیش بروند. قدرت حقیقی یک جامعه نیز در این است که بتواند این هدف را بهتر، سریع‌تر و عمیق‌تر محقق سازد.

* عبودیت الهی؛ مبنای قدرت و انسجام جامعه اسلامی

برای تحقق چنین هدفی، از منظر نگاه الهی و اسلامی، لازم است جامعه با کلیت خود و با حفظ وحدت و انسجامی که دارد، در مجموع به سمت عبودیت الهی حرکت کند.

جامعه از طریق بندگی خداوند و اطاعت از فرامین الهی می‌تواند در این مسیر گام بردارد و پیشرفت کند. بنابراین، قدرت این جامعه به آن است که بتواند چنین هدفی را محقق سازد.

بر این اساس، جامعه باید در زمینه اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، جنگ، صلح و سایر عرصه‌های زندگی اجتماعی، به‌گونه‌ای تدبیر و برنامه‌ریزی کند و میان این بخش‌ها هماهنگی به وجود آورد که هدف نهایی تحقق پیدا کند.

از این منظر، جامعه قدرتمند جامعه‌ای است که بتواند عبودیت بهتر و کامل‌تری را ترسیم و محقق کند و در نهایت، افرادی تربیت و تحویل جامعه دهد که بیشترین میزان قرب الهی در وجود آنان تحقق یافته باشد.

دشمن این جامعه نیز آن فرد، جامعه، دولت یا رژیمی است که در مسیر تحقق این هدف مانع‌تراشی کند و مزاحم حرکت جامعه به سوی این مقصد شود.

* معیار قدرت اول جهان از نگاه الهی؛ تحقق بیشترین میزان بندگی خداوند

بنابراین، اگر از منظر نگاه الهی به مسئله قدرت بنگریم، جامعه‌ای قدرت اول جهان محسوب می‌شود که بیشترین میزان عبودیت در آن تحقق پیدا کند؛ جامعه‌ای که مسیر آن، مسیر بندگی خداوند و اطاعت از دستورات الهی باشد و شریعت الهی در آن اجرا شود.

در چنین جامعه‌ای، دغدغه مسئولان این است که چگونه می‌توانند دستورات الهی را بهتر در عرصه‌های مختلف، از جمله اقتصاد، سیاست، خانواده و کسب‌وکار، محقق کنند.

* جمهوری اسلامی ایران؛ حرکت در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی

جامعه ایمانی ایران اسلامی، به حمدالله، به برکت خون شهدا و در پرتو رهنمودها و رهبری‌های امامین انقلاب و امام حاضر در این مسیر گام برمی‌دارد. شاید در جهان نتوان جامعه دیگری را پیدا کرد که چنین دغدغه‌ای، دغدغه اصلی آن باشد و برنامه‌ریزی‌ها، اهداف اعلامی و شعارهایش بر این اساس شکل گرفته باشد که می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم، جامعه اسلامی داشته باشیم و یک جامعه تراز اسلام به وجود آوریم.

هدف این است که زمینه‌های ظهور ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) فراهم شود. حقیقتاً می‌توان گفت کشوری که چنین هدفی دارد و با قدرت این هدف را دنبال می‌کند، قدرت اول جهان است؛ زیرا هم هدف آن، هم وسیله‌ای که برای تحقق هدف خود به کار می‌گیرد و هم پشتیبان آن، قدرت اول جهان است.

* قدرت مطلق الهی؛ پشتوانه حقیقی جامعه اسلامی

قدرت اول جهان، خداوند متعال است؛ تنها قدرت مستقلی که بی‌نهایت است و هیچ محدودیتی ندارد. جامعه‌ای که خود را به خدای متعال متصل کرده و خویش را وقف تحقق آنچه خداوند اراده کرده است، می‌کند، از چنین پشتوانه‌ای برخوردار خواهد بود.

خداوند متعال نیز وعده داده است که اگر فرد یا جامعه‌ای خدا را یاری کند؛ یعنی تلاش کند آنچه را خداوند می‌خواهد، انجام دهد، خداوند حتماً او را یاری خواهد کرد. بنابراین، قطعاً چنین جامعه‌ای قدرت اول جهان خواهد بود.

ما به این آموزه اسلامی باور داریم که: « لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی» خداوند متعال در نهایت، کسانی را که در مسیر او و پیامبرانش حرکت می‌کنند و از پیامبران الهی پیروی می‌کنند، بر امر الهی غالب خواهد ساخت و برای تحقق اهداف الهی، آنان را برمی‌گزیند.

همان‌گونه که امام شهید فرمودند، خداوند متعال این ملت را مبعوث خواهد کرد و آنان کار را به پایان خواهند رساند.

این بعثت، همان بعثتی است که خداوند متعال به دلیل ایمان دینی مردم، اخلاص آنان و شجاعتی که در دفاع از دین و اسلام از خود نشان داده‌اند، وعده داده است و ان‌شاءالله آنان را به پیروزی خواهد رساند.

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

در ادامه نشست حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی رجایی نیا مسئول مرکز ارتباطات حوزه و نظام درباره نقش حوزه و روحانیت برای تعمیق و احیای تراث اهل‌بیت علیهم‌السلام در مسیر شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی سخن گفت.

* تبیین قدرت و پیشرفت در منظومه فکری امام شهید و امام راحل

از خبرگزاری حوزه تشکر می‌کنیم که این موضوع مهم را مورد بحث و واکاوی قرار داد. امیدواریم از مجموعه بیاناتی که در این نشست ارائه می گردد، بتوانیم به جمع‌بندی نظری مناسبی درباره این موضوع دست پیدا کنیم و زمینه تبیین آن را در جامعه فراهم آوریم؛ به‌ویژه با توجه به جنگ شناختی‌ای که دشمن علیه ما به راه انداخته است. ازاین‌رو، تبیین این مسئله برای جامعه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

اجمال فرمایشات مقام معظم رهبری را باید در بیانات امام شهید و امام راحل (ره) جست‌وجو کنیم. در این فرصت، می‌خواهم به برخی از مباحثی که امام شهید درباره الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مطرح کرده‌اند، اشاره کنم. ایشان در این زمینه دیدگاه‌های بسیار ارزشمندی داشتند. همچنین بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از دیگر منابع مهمی است که می‌توانیم برای تبیین این بحث از آن بهره بگیریم. در واقع، هر دوی این مباحث ظرفیت‌های خوبی برای تبیین موضوع قدرت و پیشرفت در اختیار ما قرار می‌دهند.

امام شهید در ابتدای تأسیس مرکز الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، سخنرانی تقریباً سه‌ساعته‌ای با نخبگان داشتند و در آن، درباره مؤلفه‌های پیشرفت مطالبی را مطرح کردند.

نکته مهم این است که قدرت، حاصل پیشرفت است. از سوی دیگر، قدرت مفهومی نسبی است؛ به این معنا که هر اندازه یک جامعه پیشرفت کند، توان و قدرت آن نیز افزایش پیدا می‌کند.

* سه مؤلفه اصلی پیشرفت؛ معنویت، تفکر و علم

ایشان سه مؤلفه اصلی را برای پیشرفت برشمردند:
۱. معنویت
۲. تفکر
۳. علم
سایر مؤلفه‌ها نیز به عرصه‌های مختلف زندگی مادی مربوط می‌شوند؛ از جمله زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سایر حوزه‌هایی که امروزه در مباحث علوم انسانی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند.

نکته اساسی این است که پایه و زیربنای پیشرفت در همه این عرصه‌ها به همان سه مؤلفه اصلی، یعنی معنویت، علم و تفکر بازمی‌گردد.

حتی اگر بخواهیم مسئله را عمیق‌تر بررسی کنیم، باید توجه داشته باشیم که پیشرفت در خود عرصه علم و تفکر نیز تا اندازه‌ای به معنویت وابسته است. این همان نکته‌ای است.

* خطای راهبردی در جداسازی معنویت از مؤلفه‌های مادی پیشرفت

یکی از اشتباهاتی که متأسفانه برخی محققان مرتکب می‌شوند، این است که مؤلفه‌های پیشرفت را در عرض یکدیگر قرار می‌دهند. برای مثال، مطرح می‌کنند که مؤلفه پیشرفت اقتصادی، رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) است و کشوری که تولید ناخالص داخلی بالاتری دارد، ضریب قدرت بیشتری خواهد داشت. همچنین جمعیت، قدرت نظامی، زیرساخت‌ها و مواردی از این قبیل را به‌عنوان مؤلفه‌های قدرت مطرح می‌کنند و در کنار این عوامل، معنویت را نیز به‌عنوان یک مؤلفه دیگر قرار می‌دهند.

اما باید توجه داشت که اگر معنویت را صرفاً در کنار این عوامل قرار دهیم، در واقع به نوعی سکولاریسم رسیده‌ایم؛ حتی می‌توان از آن به سکولاریسم در عرصه معنویت تعبیر کرد. منظور از این مسئله، نوعی دینداری است که هیچ تأثیری بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نمی‌گذارد.

* معنویت بدون تأثیرگذاری اجتماعی؛ نمونه‌ای از سکولاریسم در دینداری

اگر به بسیاری از کشورهای اسلامی مراجعه کنید، مشاهده می‌کنید که مساجد بسیار زیبایی دارند، نمازهای جماعت باشکوهی برگزار می‌کنند و فعالیت‌های مذهبی و دینی خوبی نیز انجام می‌دهند؛ اما این دینداری، به یک معنا، همچنان سکولار است.

زیرا نماز، تدین و مسجد در زندگی آنان تأثیری بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زندگی روزمره‌شان ندارد.

بنابراین، صرف برخورداری از مظاهر دینی و انجام مناسک مذهبی نمی‌تواند به معنای تحقق معنویت در ساختار و مناسبات یک جامعه باشد؛ بلکه معنویت باید در همه عرصه‌های زندگی اجتماعی ظهور و بروز پیدا کند.

* ایمان و عمل صالح؛ مبنای تحقق پیشرفت در جامعه اسلامی

هنگامی که حضرت امام خمینی (ره) انقلاب کردند، بر این نکته تأکید داشتند که اساس و پایه حرکت ما اسلام است. منظور از معنویتی که درباره آن سخن می‌گوییم، همین ارتباط با خداوند و ایمانی است که باید در کنار آن، عمل صالح نیز وجود داشته باشد.

قرآن کریم نیز بر این مسئله تأکید می‌کند که ایمان و عمل صالح است که یک جامعه را به سعادت و پیشرفت می‌رساند.

عمل صالح باید در همه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه جریان پیدا کند و با ایمان و تبیینی که شریعت و خداوند متعال در کتاب کامل خود، یعنی قرآن کریم، ارائه کرده‌اند، همراه باشد.

اگر ایمان و عمل صالح، مبنای عمل یک جامعه قرار بگیرد، آن جامعه پیشرفت خواهد کرد و به بالاترین سطح قدرت دست خواهد یافت.

* ضرورت عبور از الگوهای سکولار توسعه و جاری‌سازی معنویت در عرصه عمل

بنابراین، می‌خواهم این مسئله را از بسیاری از برنامه‌های پیشرفته توسعه اقتصادی تفکیک کنم؛ برنامه‌هایی که گاهی در ایران نیز برخی از دانشگاهیان آن‌ها را تدوین می‌کردند و بندی را به موضوعاتی مانند توسعه معنویت، نماز یا اخلاق اختصاص می‌دادند.

اما هنگامی که به سایر مباحث این برنامه‌ها مراجعه می‌کنید، مشاهده می‌کنید که مبانی و رویکردهای آن‌ها همچنان سکولار است. این یک خطای بسیار عمیق دانشگاهی است که می‌تواند به عقب‌گرد منجر شود.

بااین‌حال، جامعه ما با توجه به برخورداری از استادان ارزشمندی که برخی از آنان در دانشگاه‌ها و برخی دیگر در حوزه‌های علمیه حضور دارند و همچنین تلاش سیاست‌گذاران کشور، به‌ویژه مقام معظم ولایت، در این مسیر حرکت کرده است که مؤلفه معنویت واقعاً در عرصه عمل و عمل صالح کشور جاری و ساری شود.

این رویکرد و تلاش برای جاری‌سازی معنویت در عمل صالح، موجب رشد و پیشرفت کشور ما شده است.

* پیروزی انقلاب اسلامی در برابر دو قدرت بزرگ جهان؛ تجلی ایمان و معنویت مردم

نکته‌ای که باید به‌طور گسترده برای مردم تبیین شود، این است که هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید، جهان تحت سلطه دو قدرت بزرگ قرار داشت؛ یکی قدرت غرب به رهبری آمریکا و دیگری اتحاد جماهیر شوروی که با کشور ما هم‌مرز بود. علاوه بر این دو قدرت، انگلستان نیز در منطقه ما نفوذ بسیار گسترده‌ای داشت و در کشورمان نیز از نفوذ زیادی برخوردار بود.

با وجود همه این قدرت‌ها و نفوذها، انقلاب اسلامی ایران با همت مردم و به برکت همان تدین، معنویت و ایمان مردم به پیروزی رسید.

از همان زمان، موانع پیشرفت کشور ما آغاز شد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها جنگ تحمیلی بود. در واقع، عوامل بازدارنده‌ای در مسیر پیشرفت ایران و افزایش قدرت آن قرار گرفتند؛ اما این ارتباط با خداوند و معنویتی که در جامعه وجود داشت، زمینه‌ای فراهم کرد تا بتوانیم این موانع را پشت سر بگذاریم.

* دفاع مقدس؛ خاستگاه قدرت و شکل‌گیری جریان مقاومت در منطقه

تمام جریان دفاع مقدس، به‌عنوان یک پایه و مبنای مهم، زمینه‌ای شد تا امروز بتوانیم از دستاوردهای آن استفاده کنیم و جریان مقاومت در منطقه نیز از این تجربیات بهره‌مند شود.

بسیاری از دستاوردهایی که امروز در اختیار ما قرار دارد و ظرفیت‌هایی که در جریان مقاومت شکل گرفته است، حاصل همان دفاع مقدسی است که در طول هشت سال جنگ تحمیلی تجربه کردیم.

این مسیر را ادامه دادیم و به پیش آمدیم. حتی همین دو جنگ اخیر نیز می‌تواند مبنایی برای پیشرفت تصاعدی ایران باشد؛ به‌گونه‌ای که کشورمان در عرصه‌های مختلف پیشرفت کند و حرف اول را بزند.

* پیوند معنویت، علم و تفکر؛ الگوی پیشرفت جمهوری اسلامی

بار دیگر به همان سه مؤلفه اصلی، یعنی معنویت، علم و تفکر بازمی‌گردیم؛ مؤلفه‌هایی که حضرت آقا بر آن‌ها تأکید داشتند و کشور را به سمت تحقق آن‌ها هدایت کردند.

امروزه بخش عمده‌ای از فعالیت‌های دانش‌بنیان کشور، پیشرفت‌های علمی و دستاوردهای دفاعی ایران در عرصه‌های مختلف، مدیون تلاش‌های امام شهید ماست؛ ایشان توانستند این الگو را تا آنجا که در توانشان بود، در کشور پیاده‌سازی کنند.

متأسفانه برخی افراد در برابر این ایده و الگو موضع می‌گرفتند و مطرح می‌کردند که وظیفه دولت این نیست که مردم را به بهشت ببرد. مفهوم این دیدگاه آن بود که کشور باید به‌صورت سکولار اداره شود؛ یعنی معنویت و دستورات دینی در اداره جامعه و سیاست‌گذاری‌های کشور نقش محوری نداشته باشند.

با وجود اینکه برخی از صاحبان این تفکر در مقاطعی در رأس قدرت نیز قرار داشتند، اما از آنجا که جامعه ایرانی چنین رویکردی را نمی‌پذیرد، الحمدلله این دیدگاه به‌صورت کامل در کشور عملیاتی نشد.

امیدواریم در ادامه مسیر نیز، با غلبه این تفکر که مبنای حرکت کشور باید اسلام، دستورات اسلامی، ایمان و عمل صالح باشد، شاهد گسترش بیشتر این ارزش‌ها باشیم. بدون تردید، توانمندی نظام اسلامی با تقویت این رویکرد، روزبه‌روز افزایش خواهد یافت و کشور به‌صورت تصاعدی پیشرفت خواهد کرد.

* بیانیه گام دوم انقلاب؛ تداوم الگوی معنویت‌محور پیشرفت

همین الگو را در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نیز مشاهده می‌کنیم. حضرت آقا در این بیانیه، هفت راهبرد اساسی برای چهل ساله دوم انقلاب ارائه می‌کنند که در بخش‌های مختلف آن، موضوعاتی همچون معنویت، پیشرفت علمی و سبک زندگی مورد توجه قرار گرفته است. این موضوعات در کنار سایر محورهای مطرح‌شده در بیانیه، منظومه‌ای از راهبردهای مورد نیاز برای پیشرفت کشور را تشکیل می‌دهند.

بنابراین، باید این مسئله را به‌عنوان یک اصل بپذیریم که الگوی قدرتی که ما درباره آن سخن می‌گوییم و حضرت آقا نیز آن را تبیین می‌کنند و بر اساس آن، ایران را قدرت اول جهان می‌دانند، اساساً با الگوهایی که امروزه در جهان برای قدرت تعریف می‌شود، متفاوت است.

اساس این تفاوت نیز در همین نکته نهفته است که ما بر ایمان و عمل صالح تأکید می‌کنیم، در حالی که در بسیاری از الگوهای رایج جهانی، صرفاً مؤلفه‌های مادی، منافع فردی و هواهای نفسانی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در آن الگوها، معمولاً ظاهر برخی مؤلفه‌ها که جلوه زیبایی دارند، مورد تأکید قرار می‌گیرد؛ اما این مؤلفه‌ها در باطن، تأثیر چندانی در تحقق قدرت حقیقی ندارند.

البته منظور ما این نیست که صرفاً باید بر معنویت تکیه کنیم و سایر مؤلفه‌ها را نادیده بگیریم؛ بلکه سخن ما این است که هنگامی که معنویت به‌صورت ماتریسی در مؤلفه‌ها و عرصه‌های مختلف زندگی جریان پیدا کند، جامعه به‌یک‌باره با سرعت بیشتری پیشرفت خواهد کرد.

* تأثیر فزاینده معنویت بر قدرت جامعه؛ تبیین قرآنی نسبت ایمان و صبر

برای تبیین این مسئله می‌توان به آیات شریفه قرآن کریم استناد کرد. در سوره انفال، خداوند متعال در آیه ۶۵ می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ ۚ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» خداوند متعال در این آیه به پیامبر اکرم(ص) تأکید می‌کند که مؤمنان را به جنگ و جهاد تشویق کند. اگر بیست نفر از شما مؤمن و صابر باشند، بر دویست نفر از دشمنان غلبه خواهند کرد.

در این آیه، اصل و مبنا را ایمان در نظر بگیرید؛ اما یکی از ویژگی‌هایی که باید در جامعه اسلامی روزبه‌روز تقویت شود، صبر است.
خداوند می‌فرماید اگر بیست نفر از شما دارای ایمان و صبر باشند، می‌توانند بر دویست نفر از دشمنان غلبه کنند. این نشان‌دهنده تأثیر فزاینده معنویت رشدیافته است؛ یعنی ایمانی که با صبر همراه شده و در وجود افراد جامعه تقویت یافته است.

اما در آیه بعد می‌فرماید: «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» در این آیه، خداوند متعال به شما تخفیف می‌دهد؛ زیرا می‌داند که در شما ضعفی وجود دارد و درجه صبرتان نسبت به گذشته کاهش یافته است.

شما همچنان جامعه‌ای ایمانی هستید، اما میزان صبرتان اندکی کاهش پیدا کرده است. ازاین‌رو، هر صد نفر از شما می‌توانند بر دویست نفر از دشمنان غلبه کنند و هزار نفر از شما بر دو هزار نفر از آنان پیروز خواهند شد.

بنابراین، این آیات نشان می‌دهند که معنویت چه تأثیری بر عناصر مختلف زندگی و از جمله یکی از عرصه‌های مهم زندگی، یعنی جنگ و قتال، دارد.

هنگامی که ایمان و صبر در وجود افراد جامعه تقویت شود و این ویژگی‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، چه اثر فزاینده‌ای بر قدرت آن جامعه خواهند داشت!

* تجلی قدرت ایمان در جنگ اخیر؛ برهم خوردن محاسبات دشمن

امروز نیز در جریان جنگ اخیر شاهد همین مسئله هستیم. البته همه مردم لزوماً در میدان حضور پیدا نمی‌کنند و تنها جمعی از مردم مؤمن و فرهیخته ما در این عرصه حاضر می‌شوند؛ اما همین حضور و تأثیرگذاری این جمع، موجب شده است که تمام محاسبات دشمن برای غلبه بر ما با شکست مواجه شود.

حتی خود دشمنان نیز در مباحث و تحلیل‌هایشان مطرح می‌کنند که اگر این جریان ادامه پیدا کند، نمی‌توانند بر ما غلبه کنند.

بنابراین، آنچه می‌خواهیم در ارتباط با موضوع این نشست بر آن تأکید کنیم، این است که ما در عرصه مفهوم‌پردازی، الگوسازی و نظریه‌پردازی باید به‌درستی تبیین کنیم که قدرت اسلامی، یا قدرتی که از منظر اسلام درباره آن سخن می‌گوییم، بر چه مبانی و مؤلفه‌هایی استوار است.

پایه و مبنای این قدرت، ایمان و عمل صالح است و این الگو اساساً با مؤلفه‌هایی که در الگوهای رایج جهانی برای قدرت مطرح می‌شوند، قابل تطبیق نیست.

* پیوند ایمان و ولایت فقیه با ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران

جریان ایمان و اسلام‌خواهی که امروز در کشور ما وجود دارد، هنگامی که در کنار ظرفیت‌هایی مانند برتری ژئوپلیتیکی ایران قرار می‌گیرد، معنای متفاوتی از قدرت را شکل می‌دهد. متأسفانه برخی از افراد خودی نیز که نگاه اسلامی ضعیف‌تری دارند یا با تفکر غربی به مسائل می‌نگرند، گاهی حتی معتقدند که باید ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی را کنار گذاشت.

برای مثال، مطرح می‌کنند که این ظرفیت‌ها را رها کنیم و حتی از اهمیت تنگه راهبردی کشور نیز چشم‌پوشی کنیم؛ گویی این ظرفیت‌ها اساساً عامل قدرت محسوب نمی‌شوند.

اما مسئله این است که وقتی این ظرفیت‌ها را با نگاه اسلامی و تبعیت از ولایت فقیه پیوند می‌زنیم، می‌توانیم از آن‌ها به‌عنوان ابزار قدرت بهره بگیریم. به بیان دیگر، قدرت حقیقی زمانی شکل می‌گیرد که ظرفیت‌های مادی و ژئوپلیتیکی کشور در چارچوب ایمان، معنویت، عمل صالح و راهبری دینی معنا پیدا کنند و در مسیر تحقق اهداف اسلامی به کار گرفته شوند.

* بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی در چارچوب معنویت و استقلال

امام شهید پیش از شهادتشان فرمودند که این بار جنگ را منطقه‌ای خواهیم کرد. یکی از مصادیق این رویکرد، مسئله تنگه هرمز بود. در چنین شرایطی، شما ناگهان به قدرت چهارم جهان تبدیل می‌شوید؛ چراکه از یک عامل ژئوپلیتیکی در چارچوب معنویت، تبعیت از ولایت فقیه و ایستادگی در برابر سلطه استفاده کرده‌اید.

در اینجا لازم است به نکته‌ای اشاره کنم. تمام نظریه‌پردازان توسعه در دنیای امروز بر این باورند که اگر کشوری بخواهد توسعه پیدا کند، باید کشوری پیرو و وابسته باشد و به یک قدرت برتر تکیه کند. برای مثال، اگر امروز آمریکا قدرت برتر جهان است، کشوری که قصد توسعه دارد باید تابع و تسلیم محض آمریکا باشد. این نظریات، نظریاتی علمی محسوب می‌شوند و در دانشگاه‌ها نیز تدریس می‌شوند.

اما نگاه اسلام چیست؟ اسلام می‌گوید کفار نباید بر مؤمنان و مسلمانان ولایت و سلطه داشته باشند. هنگامی که معنویت را به این معنا مطرح می‌کنیم که باید دستور قرآنی را رعایت کنیم و زیر بار سلطه کفار نرویم، نتیجه آن این است که از ظرفیت‌هایی مانند تنگه هرمز برای حفظ استقلال و اقتدار کشور استفاده می‌کنیم.

در مقابل، اگر بر اساس آن نظریه‌ای عمل کنیم که متأسفانه برخی افراد در داخل کشور نیز به آن معتقدند و می‌گویند توسعه از مسیر وابستگی و تسلیم به دست می‌آید، در گفت‌وگوهای روزمره خود به‌راحتی مطرح می‌کنند که تنگه را واگذار کنید، کنار بروید و با آمریکا کاری نداشته باشید؛ تسلیم شوید تا مثلاً لقمه‌ای نان یا مقداری گوشت برای شما بفرستند!

این دو نگاه، تفاوت بنیادینی با یکدیگر دارند. اکنون شاهدیم که مردم مبعوث‌شده ما با تبعیت از ولایت فقیه، سختی‌های اقتصادی را با استقامت تحمل می‌کنند و در خیابان‌ها حضور می‌یابند و تأکید می‌کنند که تنگه باید حفظ شود و اساساً نباید اجازه داد دشمن بر کشور ما سلطه پیدا کند. رویکرد آنان تسلیم‌شدن نیست؛ بلکه معتقدند باید دشمن را به زانو درآورد و چنین نیز خواهد شد.

این همان توانمندی و قدرت است؛ قدرتی که امروز آثار و نتایج خود را نشان می‌دهد. امیدواریم با تبیین این نگاه و تقویت شناخت جامعه نسبت به آن، بتوانیم روشن کنیم که جامعه بر اساس آموزه‌های دینی و اسلامی چگونه باید عمل کند و از توانمندی‌های مادی که خداوند متعال در اختیار کشور ما قرار داده است، با ضریب و بهره‌وری بسیار بیشتری استفاده کنیم و قدرت کشورمان را افزایش دهیم.

بخش دوم این نشست با این پرسش ادامه یافت:

اقناع‌سازی جامعه، عموم مردم و به‌ویژه حاکمیت و دولت در این که ایران قدرت اول جهان است چه اقدامات عملی و سیاست‌گذاری‌هایی را می‌طلبد؟ چگونه می‌توان به این باور حقیقی رسید؟

حجت‌الاسلام والمسلمین علی مصباح یزدی:

* نقش آگاهی‌بخشی نخبگان و حوزه‌های علمیه در ارتقای قدرت جامعه

این نقل از امام شهید درباره سه مؤلفه قدرت، یعنی معنویت، علم و تفکر، راهنمای بسیار خوبی برای ماست تا بدانیم برای افزایش قدرت باید چه مسیری را طی کنیم، مراقب چه خطرات و آسیب‌هایی باشیم و قدرت ما در چه عرصه‌هایی ممکن است دچار آسیب شود.

برای اینکه یک ملت بتواند اهداف خود را دنبال کند، الگوهای مختلفی در جهان وجود دارد. برخی از این الگوها بر این اساس شکل گرفته‌اند که نخبگان یا دولت‌ها برنامه‌ریزی کنند و مردم نیز همان برنامه‌ها را دنبال کنند. البته این الگوها درجات مختلفی از اراده و اجبار را در بر می‌گیرند. گاهی این رویکرد در قالب یک دولت استبدادی بروز می‌کند که با استفاده از زور آشکار می‌خواهد مردم را وادار کند آنچه را که خود می‌خواهد، انجام دهند.

در نظام‌های لیبرال و دموکراسی نیز گروهی از نخبگان تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی می‌کنند و سپس تلاش می‌کنند تصمیمات خود را به جامعه القا کنند. آنان با دست‌کاری افکار عمومی، تبلیغات و ابزارهای مختلف می‌کوشند مردم را با خود همراه سازند.

آنچه ما از اسلام می‌دانیم، این است که در اسلام بر خود مردم تکیه می‌شود. ارزش عمل هر فرد به این است که با اراده و آگاهی، مسیر مورد نظر خود را انتخاب کند. اسلام تلاش می‌کند جامعه را به‌گونه‌ای هدایت کند که مردم خودشان با آگاهی، راه درست را برگزینند.

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

وظیفه نخبگان، علما، حوزه‌های علمیه، روحانیت

اینجاست که وظیفه نخبگان، علما، حوزه‌های علمیه، روحانیت و همچنین نخبگان متدینی که در عرصه‌های مختلف حضور دارند، مشخص می‌شود. البته این افراد لزوماً نباید لباس خاصی داشته باشند. وظیفه آنان این است که سطح آگاهی جامعه را ارتقا دهند.

این آگاهی‌بخشی می‌تواند در سطح افرادی صورت بگیرد که کنشگران اجتماعی و سیاسی هستند؛ اما باید توجه داشت که کنش‌ها، رفتارها، خواسته‌ها و انگیزه‌های این افراد، ریشه در سوابق تربیتی و معرفتی آنان دارد. آن‌ها از دوران کودکی تا بزرگسالی بر اساس یک مبنای فکری رشد کرده‌اند، اندیشه‌شان شکل گرفته و آن مبانی در وجودشان نهادینه شده است؛ بنابراین، بر اساس همان معارف و انگیزه‌ها رفتار می‌کنند.

ازاین‌رو، وظیفه نخبگان و حوزه‌های علمیه این است که سطح معرفتی همه جامعه را ارتقا دهند. این مسئولیت حتی کودکان را نیز در بر می‌گیرد؛ زیرا اگر کودکان ما بر اساس یک تفکر سکولار تربیت شوند، هنگامی که وارد عرصه‌های اجتماعی می‌شوند و می‌خواهند در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی کنشگری کنند، نمی‌توانیم به‌یک‌باره جهت‌گیری آنان را تغییر دهیم و به آن‌ها بگوییم که باید چنین یا چنان عمل کنند.

برای اینکه جامعه در مسیر درست حرکت کند، باید افراد از همان دوران کودکی، از پیش از دبستان و حتی از دوران طفولیت، بر اساس مبانی صحیح تربیت شوند.

* مسئولیت سنگین حوزه‌های علمیه در تقویت معنویت، معرفت و قدرت تفکر جامعه

بنابراین، این مسئله مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش حوزه‌های علمیه قرار می‌دهد؛ هم از جهت معرفت‌افزایی و جهت‌دهی فکری جامعه در مسیر ایمان دینی و هم از جهت تقویت انگیزه‌ها و مسائل انگیزشی. شاید آن بُعد معنویتی که حضرت آقا به آن اشاره فرمودند، ناظر به همین جهت باشد.

از سوی دیگر، نباید کار صرفاً به این محدود شود که افراد مطالبی را بدانند و یاد بگیرند؛ بلکه باید قدرت تفکر آنان نیز ارتقا پیدا کند. به این معنا که بتوانند بر اساس اصول و مبانی‌ای که به آن‌ها رسیده‌اند، مسائل و موضوعات جدید را حل کنند و اهداف تازه را بشناسند و درک کنند. همچنین باید اهداف و انگیزه‌های آنان در مسیر صحیح هدایت شود.

بنابراین، حوزه‌های علمیه و روحانیت باید این سه عنصر را در جامعه تقویت و زمینه رشد آن‌ها را فراهم کنند تا جامعه بتواند به اهداف خود و جایگاه قدرت اول جهان دست پیدا کند.

معیارهای «قدرت اول جهان بودن» از نگاه الهی / قدرت حقیقی ایران صرفاً به مؤلفه‌های مادی و اقتصادی محدود نمی‌شود

حجت الاسلام والمسلمین رجایی نیا:

* بهره‌گیری حوزه از رسانه، فضای مجازی و آموزش‌وپرورش

به نظر می‌رسد حوزه باید با استفاده از ابزارهایی که امروزه تأثیرگذاری زیادی دارند، به‌صورت جدی و قوی وارد مسائل اجتماعی شود.

یکی از ابزارهای مهم امروز، رسانه و فضای مجازی است. ابزار دیگر نیز آموزش‌وپرورش و عرصه تعلیم و تربیت است؛ چراکه بخش عمده‌ای از عمر فرزندان ما در مدارس و نظام آموزش‌وپرورش سپری می‌شود.

اگر حوزه بتواند در زمینه مسائل تربیتی و تبیین معارف در جامعه، با استفاده از این سه ابزار، یعنی رسانه، فضای مجازی و آموزش‌وپرورش، حداکثر ظرفیت خود را به کار بگیرد، نقش بسیار مهم‌تری در ارتقای سطح فهم و آگاهی مردم ایفا خواهد کرد.

* پیوند هویت ایرانی و اسلامی در مطالبه استقلال و آزادگی

نکته دیگر، توجه به آن ویژگی فطری و ریشه‌داری است که در وجود ما ایرانی‌ها وجود دارد و آن آزادگی و استقلال‌طلبی است. می‌خواهم تأکید کنم که این ویژگی، هم در فرهنگ اسلامی و ارزش‌های دینی ما ریشه دارد و هم در تاریخ، هویت و تمدن ایرانی همواره حضور داشته است؛ به این معنا که ایرانیان زیر بار ظلم و سلطه نمی‌روند.

این دو هویت درهم‌تنیده‌اند و نمی‌توان هویت ایرانی و اسلامی را دو مقوله جدا از یکدیگر دانست که صرفاً به هم پیوند خورده باشند؛ بلکه این دو، ترکیبی به‌هم‌پیوسته را تشکیل می‌دهند.

به همین دلیل، همان شعاری که مردم در ابتدای انقلاب سر می‌دادند، یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، شعاری نبود که کسی آن را به مردم دیکته کرده باشد؛ بلکه همه مردم آن را فریاد می‌زدند. این شعار، مبنای تأسیس نظام و کشور ما بوده است.

مردم آزادی می‌خواستند و نمی‌خواستند برده و تابع یک کشور دیگر باشند. آنان استقلال را در همه ابعاد، از جمله ابعاد سیاسی و اقتصادی، مطالبه می‌کردند. برای مثال، حضرت امام همواره بر مسئله خودکفایی تأکید داشتند.

امروز نیز در زمینه خودکفایی کشاورزی، دولت‌های مختلف تلاش‌های زیادی انجام داده‌اند و اکنون آثار و نتایج آن تلاش‌ها را مشاهده می‌کنیم. با وجود همه محاصره‌ها و فشارهایی که دشمن به گمان خود اعمال کرده است، جامعه ما همچنان پایدار مانده و پایداری خود را حفظ کرده است.

ازاین‌رو، تأکید بر این شعار اساسی انقلاب و ارزش‌های اسلامی، با استفاده از ابزارهایی که به آن‌ها اشاره کردم، در عرصه اجتماعی و مردمی اهمیت بسیار زیادی دارد.

* ضرورت حضور مؤثر حوزه در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری

در بُعد ارتباط با نظام و دستگاه‌های دولتی نیز حوزه باید نقش بیشتری در عرصه‌های سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری ایفا کند تا بتواند ارزش‌های اسلامی را در این حوزه‌ها جاری سازد.

سیاست‌هایی که برای کشور در ابعاد مختلف تدوین می‌شوند و قوانینی که به تصویب می‌رسند، باید مبتنی بر ارزش‌های اسلامی باشند. اصل چهارم قانون اساسی نیز تأکید کرده است که تمام قوانین و مقررات کشور باید بر اساس موازین اسلامی باشند.

هر اندازه حوزه بتواند در این زمینه فعالیت بیشتری داشته باشد و با دستگاه‌های نظام ارتباط مؤثرتری برقرار کند، زمینه تحقق این هدف بیشتر فراهم خواهد شد. دستگاه‌های مختلف نیز به ارتباط با حوزه علاقه‌مندند و از حوزه مطالبه دارند که در این عرصه‌ها به آن‌ها کمک کند.

بنابراین، هر اندازه در این دو جبهه تلاش کنیم، ضریب اقتدار و قدرت کشورمان، با توجه به امکانات و ظرفیت‌هایی که در اختیار دارد، روزبه‌روز افزایش خواهد یافت.

* ظرفیت‌های انرژی و ژئوپلیتیکی؛ پشتوانه قدرت مادی ایران

نکته‌ای هم درباره قدرت مادی کشور عرض کنم. در حال حاضر، بخش عمده‌ای از منابع نفتی در مناطقی قرار دارد که شیعیان در آن حضور دارند؛ از جمله کشور ما، آذربایجان، عراق و مناطق شیعه‌نشین برخی کشورهای عربی. بخش عمده منابع نفت، گاز و دیگر ظرفیت‌هایی که جهان از نظر تأمین انرژی به آن‌ها وابستگی زیادی دارد، در اختیار ما قرار گرفته است.

اگر آن نگاه و ارزش‌های اسلامی در کنار این ظرفیت‌ها قرار بگیرد و این مؤلفه‌ها در کنار یکدیگر به کار گرفته شوند، می‌توان از قدرت مادی و ظرفیت ژئوپلیتیکی‌ای که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده است، به‌درستی استفاده کرد.

در این صورت، ان‌شاءالله در آینده‌ای نزدیک به همان جایگاه قدرت اولی که امام حاضر فرمودند، دست خواهیم یافت و این جایگاه نیز روزبه‌روز تقویت خواهد شد.

* خطر تضعیف اسلامیت نظام و غلبه نگاه وابستگی

اما اگر خدای‌نکرده اسلامیت نظام دچار خدشه شود و ارتباط ما با اهل‌بیت(ع) کمرنگ شود، باید توجه داشت که منظور من صرفاً ارتباط قلبی، برگزاری مراسم عزاداری و امثال آن نیست؛ بلکه مقصود، برخورداری از فهم درست معارف اهل‌بیت(ع) و قرآن کریم است.

اگر این معارف کمرنگ یا دچار آسیب شوند، ناچار خواهیم بود تنها بر ضریب قدرت‌های مادی تکیه کنیم. در آن صورت، اگر مردم ما نیز مادی‌گرا شوند، همان تفکرات مبتنی بر وابستگی غلبه پیدا خواهد کرد و عده‌ای خواهند گفت: چه اشکالی دارد که به غرب وابسته شویم و در مقابل، امکاناتی نیز در اختیار ما قرار دهند؟ سپس باید از ارزش‌های خود نیز دست برداریم و مسیر زندگی‌مان را به‌کلی تغییر دهیم.

در اینجا بحمدالله حوزه‌های علمیه حضور دارند و تاکنون نیز نقش خوبی ایفا کرده‌اند. تأکید ما این است که حوزه باید در هر دو عرصه، یعنی تقویت مبانی معرفتی و اسلامی جامعه و همچنین حضور مؤثر در عرصه‌های اجتماعی، سیاست‌گذاری و اداره کشور، تلاش بیشتری انجام دهد تا بتواند تأثیرگذاری گسترده‌تری داشته باشد.

ثبت دیدگاه