رفتن به محتوا

چرا بورس پس از رشد ۱۳۰ درصدی اصلاح کرد؟ روایت مبین ناظمی از عوامل افت بازار

یک کارشناس بازار سرمایه از دلایل رشد بازار سهام در ۶ ماه ابتدایی سال جاری و افت اخیر این بازار پرده برداشت و نقدشوندگی را یک عامل مهم در جذابیت سرمایه‌گذاری…

پایگاه خبری عصر همگرایی: گروه اقتصادی؛ در روز‌هایی که اصلاح بازار سهام به حدود ۱۰ درصد رسیده و ارزش دلاری بازار به زیر ۱۰۰ میلیارد دلار آمده، نگرانی از ادامه این وضعیت، صحبت از بورس را در همه محافل زنده کرده است. برخی تصور می‌کنند که افزایش قیمت دلار باعث افت بیشتر ارزش دلاری بازار شده و با این وجود نباید از چرخش بازار سرمایه سخن گفت.

اما مبین ناظمی، تحلیلگر بازار سرمایه، معتقد است: افزایش نرخ ارز به بهبود سودآوری شرکت‌ها کمک کرده و در صورتی که قیمت دلار در اثر تفاهم احتمالی کاهش یابد، روند سودسازی شرکت‌ها بهتر هم خواهد شد.

گفت‌وگوی اقتصادآنلاین را با مبین ناظمی می‌خوانید.

*****

*آقای ناظمی؛ چه عاملی را باعث افت اخیر بازار سهام می‌دانید؟

ابتدا باید دو متغیر کلی را مرور کرد که باعث رشد بازار شد. نخست، بحث فضای پساجنگی بود که باعث شد بازار احساس امنیت بیشتری کند. سطح آسیب‌دیدگی شرکت‌ها در مقایسه با آنچه اطلاع‌رسانی و اعلام می‌شد تا حدودی محدودتر بود و بازار این موضوع را جذاب ارزیابی کرد.

از طرف دیگر، گزارش‌های سالانه، سه‌ماهه و شش‌ماهه شرکت‌ها منتشر شد و رشد فروش شرکت‌ها در این گزارش‌ها مشخص بود. هم‌زمان نرخ دلار در مرکز مبادله نیز در کنار نرخ دلار بازار آزاد افزایش پیدا کرده بود. نکته دیگر اینکه برخی شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه، محصولات خود را با نرخ دلاری نزدیک به بازار آزاد و در بورس کالا به فروش می‌رساندند. مجموعه این عوامل باعث شد بازار حدود ۱۳۰ درصد به‌صورت ریالی و ۴۵ درصد به‌صورت دلاری رشد کند.

از طرف دیگر، نسبت قیمت به سودآوری بازار نیز از محدوده ۵ تا ۵.۲، تقریباً به محدوده ۱۰ رسید و حدوداً رشد دوبرابری را تجربه کرد. به‌نوعی می‌توان گفت بازار دیگر کشش لازم را برای ادامه حرکت صعودی نداشت و دلایل بنیادی و ارزندگی آن نیز به‌اندازه‌ای قوی نبود که بتواند رشد بیشتر بازار را توجیه کند.

در چنین شرایطی، معامله‌گران و سهامداران به این نتیجه رسیدند که مقداری سیو سود در بازار اتفاق بیفتد و بازار اصلاح‌های مقطعی را تجربه کند.

چرا بورس پس از رکوردشکنی وارد فاز اصلاح شد؟ | کاهش قیمت دلار در یک صورت به نفع بورس است

من فکر می‌کنم یکی از دلایل اصلاح بازار، متغیر سیاسی و نظامی نیز بود. سطح اظهارنظر‌ها و مواضع منفی و تنش‌زایی که میان طرف ایرانی و آمریکایی مطرح می‌شود، باعث شده فضا دوباره به سمت ابهام درباره وقوع یا عدم وقوع جنگ حرکت کند. این موضوع یکی دیگر از عواملی بود که باعث کاهش بازار شد.

موضوع دیگری که طی هفته‌های اخیر در بازار بسیار داغ بود، بحث نرخ بهره بین‌بانکی و نرخ سود بود که جو منفی به بازار منتقل کرد. نرخ‌هایی که در بازار اعلام می‌شود، اعداد بالای ۴۳ و ۴۴ درصد است. همچنین بحث افزایش نرخ سود بانکی مطرح بود که طبق شایعات قرار بود در دو مرحله و طی سال افزایش پیدا کند. همین موضوع نیز مجدداً فشار فروش را به بازار وارد کرد و باعث شد بازار در روند منفی قرار بگیرد و اصلاح خود را آغاز کند.

*پیش‌بینی می‌کنید این اصلاح تا چه زمانی یا تا چه محدوده‌ای ادامه داشته باشد؟

اگر سابقه بازار را بررسی کنیم، با توجه به اینکه طی سه تا چهار سال اخیر  نتوانسته است بالاتر از محدوده ۱۲۰ میلیارد دلار قرار بگیرد و عموماً از محدوده ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار اصلاح خود را آغاز کرده و تا محدوده ۸۰ تا ۸۴ میلیارد دلار پایین آمده است، فکر می‌کنم این ریسک همچنان وجود داشته باشد و اصلاح بازار ادامه پیدا کند.

البته ابهامی که در حال حاضر شرایط بازار را پیچیده‌تر کرده، بحث تنش‌های منطقه‌ای است. اگر این موضوع ادامه‌دار شود، تا حدودی تمایل سرمایه‌گذاران برای خرید حتی دارایی‌های مبتنی بر طلا در بازار نیز کاهش پیدا می‌کند؛ چراکه اولین اولویت افرادی که در بازار سرمایه فعالیت می‌کنند، نقدینگی و نقدشوندگی دارایی‌هایشان است.

اگر سرمایه‌گذاران این احتمال را بدهند که ممکن است بازار قفل شود، احتمالاً شدت خروج پول از بازار افزایش پیدا می‌کند؛ چه از سهام، چه از اوراق و شاید حتی از صندوق‌های درآمد ثابت و طلا.

موضوعی که امروز شاهد آن هستیم نیز تا حدودی به همین مسئله مربوط است. فارغ از متغیر‌های مرتبط با بازار‌های جهانی، بازار همچنان در حال خارج کردن پول از بازار سرمایه است تا سرمایه‌گذاران نقدینگی خود را در اختیار داشته باشند و اگر شرایط فراهم شد، پس از عبور از شرایط بحرانی، درباره بازنگری و سرمایه‌گذاری مجدد در بازار تصمیم بگیرند.

*چه اتفاقی باید رخ دهد تا اصلاح شاخص در کوتاه‌ترین زمان ممکن به پایان برسد؟

فکر می‌کنم اولین موضوعی که تأثیر بسیار زیادی دارد و شاید باعث شود سهامداران دیگر به متغیر‌های بنیادی توجه چندانی نکنند، برطرف شدن ابهام سیاسی و نظامی است. باید هرچه سریع‌تر تکلیف این موضوع مشخص شود؛ یا توافقی حاصل شود یا به‌نوعی آرامش موقتی در بازار شکل بگیرد تا بازار مجدداً خرید را آغاز کند.

*اگر چنین اتفاقی رخ دهد، به نظر شما کدام صنایع پیشران بازار خواهند بود و سریع‌تر رشد خواهند کرد؟

قاعدتاً اگر چنین اتفاقی رخ دهد، صنایع صادرات‌محور و صنایع ریالی و دلاری هم‌زمان رشد خواهند کرد. به نظر من، کلیت بازار می‌تواند از این شرایط بهره‌مند شود. مشابه اتفاقی که در سال ۱۳۹۹ رخ داد. در آن مقطع، برای بازار چندان مهم نبود هر سهم یا شرکت چه میزان سودآوری دارد؛ بلکه شرکت‌ها می‌توانستند از موجی که در بازار شکل گرفته بود، استفاده کنند.

البته شرکت‌های بزرگ‌تر، مانند فولاد، فملی، پتروشیمی‌ها و پالایشی‌ها می‌توانند بهره بیشتری از این موج ببرند.

*چرا سال ۱۳۹۹ را مثال می‌زنید؟ چرا به مرداد و شهریور امسال که کل بازار مثبت بود اشاره نمی‌کنید؟ یعنی اگر ریسک‌های سیستماتیک برطرف شوند، شدت رشد بورس بیشتر از رشدی خواهد بود که در مرداد و شهریور تجربه کردیم؟

اگر بخواهیم سمت مثبت این موضوع را در نظر بگیریم، زمانی که یک کشمکش ۴۷ یا ۴۸ ساله به پایان برسد و بخشی از ابهامات برطرف شود، شرایط اقتصادی به سمت رونق حرکت کند و فضای بسته باز شود، قطعاً سرمایه‌گذاری از داخل و خارج کشور به‌یکباره اتفاق خواهد افتاد.

شاید روند سرمایه‌گذاری خارجی تا حدودی کندتر باشد، اما جریان سرمایه‌گذاری داخلی می‌تواند همچنان ادامه‌دار باشد. در چنین شرایطی، ممکن است آن انفجاری که در سال ۱۳۹۹ اتفاق افتاد، دوباره رخ دهد.

البته هیچ قطعیتی در این زمینه وجود ندارد. ممکن است شرایط بازار به‌گونه‌ای نباشد که گشایش اقتصادی برای همه شرکت‌ها ایجاد شود. حتی ممکن است برای برخی شرکت‌ها تنگنا‌هایی به وجود بیاید و نتوانند رقابت کنند. همچنین این احتمال وجود دارد که تفاهم‌نامه احتمالی، از جنس توافقی نباشد که به کاهش تحریم‌های اقتصادی و گشایش اقتصادی منجر شود.

*اگر تفاهمی امضا شود و قیمت دلار کاهش یابد، اثر منفی کاهش قیمت بیشتر خواهد بود یا اثر مثبت گشایش اقتصادی؟

من بعید می‌دانم قیمت ارز در مرکز مبادله کاهش عجیب‌وغریبی را تجربه کند. اگر بازار آزاد نیز کاهش قیمت را تجربه کند، این اتفاق می‌تواند یک سیگنال مثبت برای بازار باشد و این پیام را منتقل کند که نرخ ارز در حال حرکت به سمت تک‌نرخی شدن است. حداقل اتفاقی که می‌تواند رخ دهد، این است که نرخ ارز در مرکز مبادله به نرخ بازار آزاد نزدیک‌تر شود.

از طرف دیگر درباره موضوع صادرات، ممکن است یک شرکت در شرایط فعلی با دلار گران‌تر، حجم محدودی از محصولات خود را به فروش برساند و درآمد شناسایی کند؛ اما اگر گشایش اقتصادی اتفاق بیفتد و میزان صادرات افزایش پیدا کند، طبیعتاً تقویت ارزش پول ملی می‌تواند شرایط مطمئن‌تری برای افزایش حجم صادرات فراهم کند.

بنابراین، افزایش حجم صادرات و میزان فروش می‌تواند جایگزین اثر کاهش نرخ ارز شود و آن را پوشش دهد؛ بنابراین رشد درآمد از محل افزایش میزان فروش، بسیار بهتر از شرایطی است که شرکت صرفاً از محل افزایش نرخ رشد کند، اما میزان فروش آن رشد نکرده باشد.

ثبت دیدگاه