رفتن به محتوا

بازده اوراق آمریکا به بالاترین سطح در حدود ۱۹ سال رسید

«بازار اوراق قرضه آمریکا زیر فشار بدهی سنگین، تورم و هزینه‌های فزاینده جنگ در غرب آسیا قرار گرفته است. افزایش بازده اوراق، حالا به هشداری درباره هزینه‌های اقتصادی سیاست‌های دولت ترامپ تبدیل شده است.»

بازده اوراق آمریکا به بالاترین سطح در حدود ۱۹ سال رسید

پایگاه خبری عصر همگرایی:

به نقل از جهان نیوز، بازار اوراق قرضه آمریکا در روزهای پایانی سپتامبر ۲۰۲۶ پیام مهمی برای واشینگتن مخابره می کند و آن این است که هزینه‌های سیاست خارجی و اقتصادی دولت این کشور، دیگر فقط در بودجه دولت یا میدان‌های جنگ محاسبه نمی‌شود بلکه بخشی از این هزینه اکنون در بازار بدهی آمریکا نیز خود را نشان می‌دهد. بازده اوراق ۱۰ ساله خزانه‌داری آمریکا در ۲۹ سپتامبر (۷ مهر ۱۴۰۵) به محدوده ۵.۲۷ درصد نزدیک شده است. سطحی که به گفته رویترز، بالاترین میزان در حدود ۱۹ سال گذشته است. بازده اوراق ۳۰ساله نیز در روزهای اخیر به بالاترین سطح خود در بیش از دو دهه رسیده است. هم‌زمان، بازده اوراق دوساله در ماه سپتامبر تقریبا ۶۰ واحد پایه افزایش یافته و بازار در حال آماده شدن برای دوره‌ای از نرخ‌های بهره بالاتر است.

برای مخاطب عادی، این اعداد شاید چندان مهم به نظر نرسند اما واقعیت این است که اوراق خزانه آمریکا یکی از ستون‌های اصلی نظام مالی جهان است. وقتی دولت آمریکا مجبور می‌شود برای قرض گرفتن پول، سود بیشتری بپردازد، این فشار به تدریج به بازار مسکن، وام‌های بانکی، تامین مالی شرکت‌ها و حتی هزینه زندگی خانوارهای آمریکایی منتقل می‌شود.

جنگی که فقطهزینه نظامی ندارد

یکی از مهم‌ترین عوامل وضعیت فعلی، بحران در غرب آسیا و جنگ میان آمریکا و ایران است. افزایش تنش‌ها، نگرانی درباره عرضه انرژی و نااطمینانی نسبت به آینده مسیرهای انتقال نفت باعث شده قیمت نفت دوباره افزایش پیدا کند. نفت برنت در ۲۹ سپتامبر (۷ مهر ۱۴۰۵) در محدوده ۱۰۵ دلار قرار داشت و در روزهای قبل حتی به نزدیکی ۱۱۰ دلار نیز رسیده بود. این مساله برای اقتصاد آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. نفتِ گران‌تر به معنای افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، تولید و مصرف است و در نهایت می‌تواند تورم را بالا نگه دارد. اینجاست که جنگ ایران به بازار اوراق آمریکا ربط پیدا می کند.

*“گاردین“در گزارشی به این مساله اشاره می کند که چالش‌های کنونی آمریکا در بازار اوراق قرضه این کشور می تواند نوید‌بخش تثبیت قیمت بالای کالاها و خدمات باشد. موضوعی که تا حد زیادی در نتیجه جنگ‌افروزی علیه ایران محقق شده و البته که همراهی آن با بدهی عمومی سنگینِ دولت آمریکا (بیش از ۴۰ تریلیون دلار)، می تواند وضعیت را بدتر هم کند.

اگر سرمایه‌گذاران انتظار داشته باشند تورم برای مدت طولانی‌تری بالا بماند، انتظار کاهش سریع نرخ بهره فدرال رزرو نیز ضعیف می‌شود. در چنین شرایطی، خرید اوراق بلندمدت با نرخ‌های پایین جذابیت کمتری دارد و سرمایه‌گذاران برای نگهداری اوراق، بازده بالاتری مطالبه می‌کنند. به همین دلیل، افزایش قیمت نفت و افزایش بازده اوراق در روزهای اخیر همزمان شده‌اند. رویترز نیز در گزارش‌های اخیر خود، افزایش قیمت انرژی، جنگ ایران و نگرانی‌های تورمی را از عوامل مهم فشار بر بازار اوراق آمریکا معرفی کرده است. البته اینجا باید از یک ساده‌سازی مهم پرهیز کرد. جنگِ ایران علت تمام مشکلات بازار اوراق آمریکا نیست..این جنگ بیشتر مانند شتاب‌دهنده‌ای عمل کرده که آسیب‌پذیری‌های قبلی اقتصاد آمریکا را نمایان‌تر کرده است.

چالشی که پیشاز جنگ نیز وجودداشت

ریشه اصلی بحران را باید در جای دیگری نیز جستجو کرد و آن بدهی عظیم دولت آمریکا است. بر اساس تازه‌ترین برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا، بدهی عمومی آمریکا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۰۱ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسیده است. این نهاد پیش‌بینی می‌کند که اگر قوانین فعلی مبنا قرار گیرد، این نسبت تا سال ۲۰۵۶ به ۱۷۵ درصد برسد. کسری بودجه دولت فدرال آمریکا نیز در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۹ تریلیون دلار برآورد شده است. این ارقام نشان می‌دهند مشکل بازار اوراق آمریکا با پایان جنگِ ایران نیز الزاما تمام نخواهد شد.

دولت آمریکا برای تامین کسری‌های خود باید همچنان حجم عظیمی از اوراق منتشر کند. حال اگر نرخ بهره بالا بماند، دولت باید برای استقراض جدید، پول بیشتری بپردازد. از طرف دیگر، افزایش هزینه بهره، خود به افزایش کسری بودجه منجر می‌شود و دولت را به انتشار بدهی بیشتر سوق می‌دهد. این یک چرخه معیوب خواهد بود اما اگر افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمدهای مالیاتی سریع‌تر از رشد اقتصادی اتفاق بیفتد، این مساله برای آمریکا خطرناک است و یک برونداد تولید می کند و آن ثبت کسری بودجه سنگین و سنگین‌تر است.

سیاست‌های ترامپ وبازار بدهی

در این نقطه، نمی‌توان سیاست‌های دولت دونالد ترامپ را از معادله کنار گذاشت. دولت ترامپ از یک سو بر کاهش مالیات، تقویت سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی تاکید دارد و از سوی دیگر با هزینه‌های بالای دولت، کسری بودجه و سیاست خارجی پرهزینه مواجه است. اگر رشد اقتصادی به اندازه‌ای قوی باشد که درآمدهای دولت را افزایش دهد، بخشی از فشار قابل مدیریت خواهد بود اما اگر افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمدهای مالیاتی سریع‌تر از رشد اقتصاد اتفاق بیفتد، نیاز به استقراض از سوی دولت آمریکا افزایش پیدا می‌کند.

از نگاه بازار، مساله صرفا این نیست که اقتصاد آمریکا رشد می‌کند یا نه. نباید از یاد ببریم اگر جنگ ایران طولانی شود، با توجه به فشارهای جدی این مساله به بازار جهانی انرژی، آمریکا با شوک‌های بزرگتری رو‌به‌رو می شود. هرگونه اختلال پایدار در جریان انرژی غرب آسیا می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و این مساله اقتصاد آمریکا را با چالش‌های جدی رو‌به‌رو می کند. جالب اینکه اخیرا شاهد بودیم پس از رد پیشنهاد ایران برای کاهش تنش از سوی دولت ترامپ، بازارهای سهام آمریکا افت کردند، قیمت نفت افزایش یافت و بازده اوراق خزانه آمریکا بالاتر رفت. پرسش مهمتر این است که این رشد با چه هزینه‌ای برای بودجه دولت آمریکا همراه می شود.

جدای از این‌ها، از یاد نبریم که جنگ نیز هزینه‌های مستقیمی برای دولت آمریکا ایجاد می‌کند. عملیات نظامی، استقرار نیرو، مهمات، پشتیبانی لجستیکی و هزینه‌های مرتبط با حضور نظامی در منطقه، همگی منابع مالی می‌خواهند. بنابراین اگر یک جنگ طولانی شود، فشار آن می‌تواند همزمان از دو کانال وارد شود: افزایش هزینه‌های دولت و افزایش قیمت انرژی. این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی به سیاست مالی مرتبط می‌شود.

هزینه سرسام‌آور تامین مالی دولت آمریکا

برای دهه‌ها، آمریکا از یک مزیت بزرگ برخوردار بوده است: دلار مهم‌ترین ارز ذخیره جهان است و اوراق خزانه آمریکا یکی از اصلی‌ترین دارایی‌های امن نظام مالی بین‌المللی محسوب می‌شود. این وضعیت به واشینگتن اجازه داده است که با هزینه نسبتا پایین، کسری‌های بزرگی را تامین مالی کند. اما این مزیت به معنای منابع نامحدود نیست.

سرمایه‌گذاران زمانی حاضرند به دولت آمریکا پول قرض بدهند که تصور کنند بازده اوراق با ریسک تورم، نرخ بهره و وضعیت مالی دولت تناسب دارد. اگر این نگرانی افزایش یابد، بازار بازده بیشتری مطالبه می‌کند. بنابراین، مساله امروز لزوما “فروپاشی دلار” یا “پایان سلطه مالی آمریکا” نیست. مساله واقعی و قابل مشاهده، گران‌ترشدن تامین مالی دولت آمریکا است و این برای اقتصادی با بدهی عظیم، موضوع کوچکی نیست.

چرا جنگ ایرانبرای بازار آمریکااهمیت ویژه دارد؟

تفاوت جنگ ایران با بسیاری از بحران‌های ژئوپلیتیک در این است که ایران در یکی از حساس‌ترین مناطق انرژی جهان قرار دارد. هرگونه اختلال پایدار در جریان انرژی غرب آسیا می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد و از طریق تورم به اقتصادهای بزرگ جهان منتقل شود. گزارش‌های اخیر بازار نیز دقیقا همین موضوع را نشان می‌دهند. تشدید تنش آمریکا علیه ایران با افزایش قیمت نفت و افزایش بازده اوراق خزانه همراه شده است.

این به معنای آن نیست که هر افزایش بازده اوراق مستقیما ناشی از تصمیم ترامپ درباره ایران است. بازارها همزمان عوامل دیگری مانند رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی، حجم گسترش بدهی و انتظارات مربوط به سیاست پولی فدرال رزرو را نیز قیمت‌گذاری می‌کنند. اما نمی‌توان یک رابطه مهم را نادیده گرفت. تداوم جنگ، ریسک انرژی و تورم را بالا نگه می‌دارد و این موضوع می‌تواند دوره نرخ‌های بهره بالا را طولانی‌تر کند.

بازار اوراق؛ آینهسیاست‌های شکست خورده آمریکا

شاید مهمترین درس وضعیت کنونی این باشد که بازار اوراق خزانه آمریکا دیگر نمی‌تواند سیاست اقتصادی و سیاست خارجی واشینگتن را از یکدیگر جدا کند. دولت می‌تواند درباره قدرت نظامی، فشار حداکثری یا پیروزی موهوم ژئوپلیتیک سخن بگوید اما بازار اوراق با زبان دیگری پاسخ می‌دهد و آن “نرخ بهره” است.

اگر سیاستی ریسک تورمی را افزایش دهد، بازار نرخ بالاتری مطالبه می‌کند. اگر کسری بودجه افزایش یابد، دولت باید بدهی بیشتری را بپذیرد. اگر جنگ طولانی شود، هزینه‌های مالی و اقتصادی آن بیشتر خواهد شد. و اگر همه این عوامل همزمان رخ دهند، فشار بر بازار بدهی تشدید می‌شود. از این منظر، افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا را باید بیش از یک نوسان روزانه بازار دانست. این اتفاق هشداری درباره محدودیت‌های قدرت مالی آمریکا است.

جنگ ایران ممکن است در نهایت پایان یابد و قیمت نفت نیز کاهش پیدا کند. در آن صورت بخشی از فشار فعلی بازار اوراق می‌تواند تخلیه شود. اما مشکل بزرگتر واشینگتن همچنان باقی خواهد ماند و آن بدهی بالا، کسری‌های مزمن و هزینه فزاینده بهره است. به همین دلیل، شاید مهمترین پرسش برای دولت ترامپ نه این باشد که آمریکا در میدان ژئوپلیتیک تا چه اندازه می‌تواند فشار وارد کند، بلکه این باشد که اقتصاد آمریکا تا چه زمانی می‌تواند هزینه این فشار را تحمل کند..بازار اوراق خزانه آمریکا، در نهایت، جایی است که این سوال به عدد تبدیل می‌شود و به تازگی، این عدد برای واشینگتن به شکل نرخ‌های بهره بالاتر ظاهر شده است. مساله‌ای که سرخوردگی بزرگی را برای مستاجران کنونی کاخ سفید نوید داده و می دهد.

ثبت دیدگاه