وزیر کار قول پیگیری مطالبات بازنشستگان کشوری را داد / ترمیم دوباره حقوق بازنشستگان کلید خورد
در نشستی صمیمانه و مطالبهمحور، جمعی از منتخبین کانونهای بازنشستگان آموزشوپرورش کشور با دکتر میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری دیدار کردند؛ نشستی که در آن چهار مطالبه اصلی بازنشستگان کشوری شامل ارتقای جایگاه ساختاری صندوق بازنشستگی، اجرای کامل متناسبسازی و همسانسازی حقوق، تحقق ماده ۸۵ قانون مدیریت خدمات کشوری در حوزه بیمه تکمیلی و اصلاح ضرایب افزایش حقوق بر اساس ماده ۱۲۵ این قانون مطرح شد و وزیر کار نیز قول پیگیری این مطالبات را داد.
نشست منتخبین کانونهای بازنشستگان آموزشوپرورش کشور با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، به یکی از مهمترین جلسات مطالبهگری بازنشستگان کشوری در هفتههای اخیر تبدیل شد؛ جلسهای که در آن نمایندگان بازنشستگان از استانهای خوزستان، فارس، خراسان جنوبی، اصفهان و البرز، دغدغههای معیشتی، درمانی، ساختاری و حقوقی جامعه بازنشستگان را بهصورت مستقیم با مسئولان ارشد حوزه رفاه و بازنشستگی کشور در میان گذاشتند.
در این دیدار که با حضور آقایان کردونی از خوزستان، رستمی از فارس، شیروانی از خراسان جنوبی، پویانفر از اصفهان و شکری از البرز برگزار شد، مسائل و مشکلات بازنشستگان کشوری در چند محور اساسی مطرح گردید. محورهایی که هر یک بهطور مستقیم با کیفیت زندگی، قدرت خرید، امنیت درمانی و جایگاه اداری و حقوقی بازنشستگان کشور ارتباط دارد.
نخستین مطالبه مطرحشده در این نشست، ارتقای نظام ساختاری صندوق بازنشستگی کشوری به سازمان بازنشستگی کشوری بود. نمایندگان بازنشستگان تأکید کردند که گستردگی جمعیت تحت پوشش، پیچیدگی مسائل مالی، حجم بالای مطالبات انباشته و ضرورت پاسخگویی سریعتر به جامعه بازنشستگان، ایجاب میکند که ساختار صندوق بازنشستگی از سطح فعلی فراتر رفته و به نهادی چابکتر، مقتدرتر و پاسخگوتر تبدیل شود.
مطالبه دوم، اجرای کامل متناسبسازی و همسانسازی حقوق بازنشستگان کشوری بود؛ موضوعی که حدود ۶۰۰ هزار نفر از بازنشستگان دستگاههای مختلف اجرایی کشور را دربرمیگیرد. به گفته نمایندگان بازنشستگان، اجرای ناقص یا تدریجی این مطالبه نمیتواند پاسخگوی شکاف عمیق میان حقوق بازنشستگان و هزینههای واقعی زندگی باشد و لازم است دولت، صندوق بازنشستگی کشوری و نهادهای مرتبط، مسیر اجرای کامل و عادلانه آن را با زمانبندی روشن دنبال کنند.
سومین مطالبه مهم این نشست، اجرای ماده ۸۵ قانون مدیریت خدمات کشوری در زمینه بیمه تکمیلی بازنشستگان بود. بازنشستگان کشوری با توجه به افزایش هزینههای درمان، دارو، بستری، جراحی و خدمات تخصصی، خواستار شکلگیری یک نظام بیمه تکمیلی مؤثر، فراگیر، باکیفیت و متناسب با نیازهای واقعی سالمندان و بازنشستگان شدند. آنان تأکید کردند که بیمه تکمیلی نباید صرفاً یک عنوان قراردادی باشد، بلکه باید به ابزاری واقعی برای کاهش فشار هزینههای درمانی تبدیل شود.
چهارمین محور مطرحشده، اصلاح ضرایب جداول افزایش حقوق بازنشستگان کشوری بر اساس ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری بود. نمایندگان بازنشستگان معتقدند که افزایش حقوق سالانه باید با نرخ تورم، هزینههای زندگی و افت قدرت خرید بازنشستگان تناسب داشته باشد. بر همین اساس، اصلاح ضرایب افزایش حقوق میتواند یکی از راهکارهای مهم برای جلوگیری از عقبماندگی مزدی بازنشستگان نسبت به شرایط اقتصادی کشور باشد.
در پایان این نشست، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن شنیدن مطالبات نمایندگان بازنشستگان، قول پیگیری مسائل مطرحشده را داد. این وعده، اگرچه از نگاه بازنشستگان گامی مثبت محسوب میشود، اما انتظار اصلی جامعه بازنشستگی کشور، تبدیل این پیگیریها به برنامه اجرایی، مصوبه مشخص، منابع پایدار و گزارشدهی شفاف به افکار عمومی است.
نخست: چرا ارتقای صندوق بازنشستگی به سازمان اهمیت دارد؟
ارتقای صندوق بازنشستگی کشوری به سازمان بازنشستگی کشوری تنها یک تغییر نام یا جابهجایی اداری نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از بازنگری جدی در حکمرانی حوزه بازنشستگی باشد. صندوق بازنشستگی کشوری با جامعه گستردهای از بازنشستگان، وظیفهبگیران و خانوادههای آنان مواجه است و تصمیمهای این نهاد بهطور مستقیم بر معیشت میلیونها نفر اثر میگذارد. بنابراین ساختار فعلی باید از نظر اختیارات، منابع، پاسخگویی و چابکی مدیریتی مورد بازبینی قرار گیرد.
وقتی نهادی با چنین حجم گستردهای از مأموریتها در سطح صندوق باقی میماند، ممکن است در پیگیری مطالبات قانونی، دفاع از منابع مالی، مذاکره با دستگاههای دولتی و اجرای سیاستهای حمایتی با محدودیتهایی مواجه شود. تبدیل آن به سازمان میتواند جایگاه حقوقی و اداری نهاد بازنشستگی را تقویت کرده و امکان تصمیمسازی مؤثرتر در سطح ملی را فراهم کند.
از سوی دیگر، ارتقای ساختار باید با شفافیت مالی، پاسخگویی مدیریتی، سامانههای دقیق اطلاعاتی و مشارکت نمایندگان بازنشستگان همراه باشد. اگر این ارتقا صرفاً به افزایش تشکیلات اداری منجر شود، نمیتواند گرهی از مشکلات بازنشستگان باز کند. اما اگر با اصلاح مأموریت، افزایش اختیار، نظارت عمومی و تأمین منابع پایدار همراه باشد، میتواند نقطه عطفی در مدیریت امور بازنشستگان کشوری باشد.
دوم: همسانسازی حقوق؛ مطالبهای معیشتی و فوری
همسانسازی و متناسبسازی حقوق بازنشستگان کشوری یکی از اصلیترین مطالبات سالهای اخیر جامعه بازنشستگی است. دلیل اهمیت این موضوع روشن است: بخش بزرگی از بازنشستگان با وجود سالها خدمت در دستگاههای اجرایی، امروز با حقوقی مواجهاند که با هزینههای واقعی زندگی فاصله قابل توجهی دارد. افزایش قیمت کالاهای اساسی، هزینه مسکن، درمان، دارو و خدمات روزمره، فشار معیشتی سنگینی بر این قشر وارد کرده است.
اجرای کامل همسانسازی حقوق برای حدود ۶۰۰ هزار نفر از بازنشستگان کشوری، از نظر اجتماعی و اقتصادی اهمیت فراوان دارد. این موضوع تنها افزایش عددی حقوق نیست؛ بلکه اقدامی برای ترمیم عدالت پرداخت، کاهش تبعیض مزدی، حفظ کرامت بازنشستگان و بازگرداندن بخشی از قدرت خرید ازدسترفته آنان است. بازنشستهای که پس از چند دهه خدمت، در تأمین نیازهای اولیه خود با مشکل روبهرو شود، بهطور طبیعی احساس بیعدالتی خواهد کرد.
با این حال، چالش اصلی همسانسازی، تأمین منابع پایدار و اجرای دقیق قانون است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اجرای ناقص، مرحلهای یا مبهم این طرح، موجب نارضایتی گسترده میشود. بنابراین لازم است دولت و صندوق بازنشستگی کشوری، فرمول محاسبه، گروههای مشمول، زمان اجرا و منابع مالی این طرح را شفاف اعلام کنند تا بازنشستگان بتوانند آثار واقعی آن را در دریافتی خود مشاهده کنند.
سوم: بیمه تکمیلی؛ حلقه حیاتی امنیت درمانی بازنشستگان
یکی از مهمترین نگرانیهای بازنشستگان کشوری، هزینههای درمانی است. بازنشستگان به دلیل افزایش سن، بیش از سایر گروهها به خدمات پزشکی، دارویی، آزمایشگاهی، بستری و توانبخشی نیاز دارند. در چنین شرایطی، بیمه تکمیلی ناکارآمد یا محدود، عملاً نمیتواند نقش حمایتی مؤثری ایفا کند و بخش زیادی از هزینهها همچنان بر دوش بازنشسته باقی میماند.
اجرای ماده ۸۵ قانون مدیریت خدمات کشوری میتواند مبنای مهمی برای تقویت بیمه درمانی و تکمیلی بازنشستگان باشد. بر اساس این مطالبه، بازنشستگان خواهان بیمهای هستند که نهتنها در عنوان، بلکه در عمل بتواند هزینههای سنگین درمان را پوشش دهد. کیفیت قراردادهای بیمهای، سقف تعهدات، گستره مراکز درمانی طرف قرارداد، سرعت پرداخت خسارت و کاهش پرداخت از جیب بازنشسته، همگی از شاخصهای مهم ارزیابی کارآمدی بیمه تکمیلی هستند.
در حوزه بیمه تکمیلی، مسئله فقط انعقاد قرارداد سالانه نیست؛ بلکه باید یک نظام پایدار حمایت درمانی طراحی شود. این نظام باید متناسب با نیاز سالمندان، بیماریهای مزمن، خدمات پرهزینه درمانی و شرایط اقتصادی بازنشستگان باشد. اگر بیمه تکمیلی بهدرستی اجرا شود، میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب درمانی و افزایش احساس امنیت اجتماعی در میان بازنشستگان داشته باشد.
چهارم: ماده ۱۲۵ و ضرورت اصلاح ضرایب افزایش حقوق
ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری یکی از مستندات مهم در بحث افزایش حقوق کارکنان و بازنشستگان است. مطالبه بازنشستگان در این زمینه، اصلاح ضرایب جداول افزایش حقوق متناسب با شرایط اقتصادی و نرخ واقعی هزینههای زندگی است. آنان معتقدند افزایشهای سالانه اگر کمتر از میزان رشد هزینهها باشد، در عمل به کاهش قدرت خرید منجر میشود.
در سالهای اخیر، یکی از گلایههای جدی بازنشستگان این بوده که افزایش حقوقها نتوانسته شکاف میان درآمد و هزینه را جبران کند. در نتیجه، حتی با افزایش سالانه حقوق، بازنشستگان همچنان احساس میکنند وضعیت معیشتی آنان نسبت به سال قبل تضعیف شده است. این مسئله نشان میدهد که صرف افزایش عددی حقوق کافی نیست، بلکه باید نسبت آن با تورم، سبد معیشت و هزینههای ضروری زندگی سنجیده شود.
اصلاح ضرایب جداول حقوقی میتواند بهعنوان یک راهکار فنی برای واقعیتر شدن افزایش حقوق بازنشستگان مورد توجه قرار گیرد. البته این اصلاح باید بر پایه محاسبات دقیق، عدالت میان گروههای مختلف بازنشستگی و منابع مالی پایدار انجام شود. اگر چنین اصلاحی با نگاه کارشناسی و مشارکت نمایندگان بازنشستگان صورت گیرد، میتواند بخشی از نارضایتیهای مزدی را کاهش دهد.
پنجم: از وعده پیگیری تا مطالبه اجرای شفاف
قول پیگیری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این نشست، از منظر ارتباط مستقیم مسئولان با نمایندگان بازنشستگان، اقدامی مثبت و قابل توجه است. با این حال، تجربه نشان داده است که جامعه بازنشستگان بیش از وعده، به برنامه عملیاتی، زمانبندی مشخص و گزارشدهی شفاف نیاز دارد. پیگیری زمانی ارزشمند است که به خروجی قابل اندازهگیری منجر شود.
برای تبدیل این جلسه به یک نقطه اثرگذار، لازم است کارگروهی مشخص میان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشوری و نمایندگان بازنشستگان تشکیل شود. این کارگروه میتواند چهار مطالبه مطرحشده را به برنامه اجرایی تقسیم کند، موانع قانونی و مالی را شناسایی نماید و نتیجه اقدامات را بهصورت دورهای به جامعه بازنشستگان گزارش دهد.
مطالبهگری بازنشستگان زمانی مؤثرتر خواهد بود که با ادبیات قانونی، آمار دقیق، مستندات کارشناسی و پیگیری مستمر همراه باشد. نشست اخیر میتواند آغاز یک روند جدی باشد؛ به شرط آنکه مطالبات مطرحشده در سطح خبر و وعده باقی نماند و به تصمیم، اجرا و اثر ملموس در زندگی بازنشستگان تبدیل شود.
دیدار منتخبین کانونهای بازنشستگان آموزشوپرورش کشور با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، فرصتی مهم برای طرح مستقیم مطالبات جامعه بازنشستگان کشوری بود. چهار مطالبه اصلی این نشست، یعنی ارتقای صندوق بازنشستگی به سازمان، اجرای کامل همسانسازی حقوق، تحقق بیمه تکمیلی کارآمد بر پایه ماده ۸۵ و اصلاح ضرایب افزایش حقوق بر اساس ماده ۱۲۵، هر یک از مسائل بنیادین زندگی بازنشستگان را هدف قرار میدهد.
اکنون انتظار بازنشستگان این است که وعده پیگیری وزیر کار، به برنامه اجرایی روشن و قابل سنجش تبدیل شود. جامعه بازنشستگی کشور نیازمند تصمیمهای عملی، منابع پایدار، شفافیت در اجرا و مشارکت واقعی نمایندگان خود در فرآیند سیاستگذاری است. این نشست اگر با پیگیری مستمر همراه شود، میتواند گامی جدی در مسیر احیای حقوق، کرامت و امنیت معیشتی بازنشستگان کشوری باشد.
نظر شما