از نیاوران تا خاوران؛ فاصلهای که هر روز بیشتر میشود
تهران امروز شهری است که نابرابری در آن نه در آمارهای انتزاعی بلکه در خیابانها، محلهها و سبک زندگی ساکنانش دیده میشود؛ فاصلهای که میان شمال و جنوب پایتخت شکل گرفته، بازتابی از شکافهای عمیق اقتصادی و اجتماعی است که در سالهای اخیر، بهویژه تحت تأثیر تورم فزاینده بیش از گذشته گسترش یافته است.
کلانشهر تهران، امروز بیش از هر زمان دیگری در تلاقی رشد و فرسایش ایستاده است؛ از نفستنگی آسمان و قفل ترافیک گرفته تا بحران مسکن و فرسودگی زیرساختها. تهرانی که روزگاری نماد امید و پیشرفت بود، حالا زیر فشار جمعیت، آلودگی و تصمیمات متناقض هر روز با چالش تازهای روبهرو میشود.
این مهم باعث شده تا پژوهش ایرنا در پروندهای با عنوان «تهران ۱۴۰۴» تصویری جامع از مشکلات زیستمحیطی، مدیریت شهری، مسکن و بافت فرسوده، چالشهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و پتانسیلهای تهران را مورد بررسی قرار دهد. «متهم اصلی قطع درختان تهران کیست؟»، «پایتختی که رنج را به حاشیه صادر میکند»، «شهری که عابرانش باید شانس بیاورند»، «موتورسیکلتها تهران را میبلعند»، «کافهها: پناهگاه روزمره یا ویترین هزینهها؟»، «گدایان تهران؛ وقتی فقر مرزهای جغرافیایی را پشت سر میگذارد»، «مستاجران بیقصه؛ زندگی روی قراردادهای یکساله»، «تهرانیها، دلتنگ سبزی و سکوت»، «شهری اسیر خودرو» و «خانههایی که تاریخ در آنها نفس میکشد» گزارشهایی است که در ارتباط با این پرونده منتشر شده است. پژوهشگر ایرنا در این گزارش پژوهشی با هدف بررسی ابعاد فاصله طبقاتی در کلانشهر تهران، تحلیل عوامل اقتصادی و اجتماعی تشدید آن و ارائه راهکارهایی برای کاهش نابرابریهای شهری میپردازد.
دیدگاههای نظری در مورد فاصله طبقاتی
فاصله طبقاتی بهعنوان یکی از مفاهیم محوری در جامعهشناسی به نابرابری ساختاری میان گروههای اجتماعی بر اساس دسترسی نابرابر به منابع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اشاره دارد. این مفهوم ریشه در نظریههای کلاسیک اندیشمندانی چون کارل مارکس دارد که جامعه سرمایهداری را متشکل از طبقات متضاد میدانست و نابرابری را پیامد مستقیم مالکیت ابزار تولید تلقی میکرد. از این منظر فاصله طبقاتی نه یک پدیده اتفاقی بلکه نتیجه سازوکارهای نظاممند اقتصادی است که به بازتولید فقر و ثروت در میان طبقات مختلف منجر میشود.
در مقابل، ماکس وبر با ارائه رویکردی چندبعدیتر، فاصله طبقاتی را صرفاً به اقتصاد محدود نمیکند و آن را حاصل تعامل سه عامل «طبقه»، «منزلت» و «قدرت» میداند. در ادامه این دیدگاه، پییر بوردیو با معرفی مفاهیمی چون سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی نشان میدهد که نابرابریها چگونه از طریق آموزش، سبک زندگی و شبکههای اجتماعی بازتولید میشوند. بنابراین، فاصله طبقاتی را میتوان پدیدهای پیچیده و چندلایه دانست که فراتر از درآمد و ثروت به الگوهای عمیقتر نابرابری در ساختار اجتماعی جوامع مربوط میشود.
فاصله طبقاتی بیش از همه در جوامعی به وجود میآید که در آنها تحرک اجتماعی پایین است؛ یعنی افراد امکان جابهجایی واقعی میان طبقات اجتماعی را ندارند. در چنین جوامعی، موقعیت اقتصادی و اجتماعی افراد عمدتاً از طریق خانواده، طبقه تولد و شبکههای قدرت تعیین میشود و نه بر اساس توانایی، تلاش یا شایستگی فردی. همچنین فاصله طبقاتی در جوامعی تشدید میشود که با بحرانهای اقتصادی، تورم مزمن یا نابرابری منطقهای مواجهاند. در این جوامع، گروههای کمدرآمد بیشترین آسیب را از بیثباتی اقتصادی میبینند.
فاصله طبقاتی در تهران بیداد میکند
با توجه به مباحث نظری مطرح شده، در جامعه امروز ایران، بهویژه در شهر تهران، فاصله طبقاتی بهطور فزایندهای در حال تشدید است. تورم مستمر و کاهش قدرت خرید، بیشترین فشار را بر اقشار کمدرآمد و طبقه متوسط وارد کرده و در مقابل امکان حفظ سرمایه برای طبقات بالاتر را فراهم کرده است. در نتیجه شکاف اقتصادی و اجتماعی هر روز در حال افزایش است. بهطوریکه زندگی در بخشهای مختلف شهر عملاً نشانهای از موقعیت اقتصادی خانوارها است. در مناطق شمالی تهران با آپارتمانهای لوکس، امکانات شهری بهتر و خدمات خصوصی گران طبقات بالای درآمدی کیفیت زندگی بسیار بالاتری دارند، در حالی که در مناطق جنوبی و حومه شهر بسیاری از خانوادهها حتی برای پوشش هزینههای اساسی مانند خوراک و مسکن با مشکل مواجهاند. این تفکیک فضایی و نابرابر بودن دسترسی به خدمات نشاندهنده گسترش فاصله طبقاتی در پایتخت است.
علت اصلی افزایش این نابرابری در شرایط کنونی اقتصاد ایران به تورم بالا، کاهش قدرت خرید و رشد نامتناسب هزینهها با درآمدها برمیگردد. در سالهای اخیر، افزایش هزینه مسکن و کالاهای اساسی همراه با دستمزدهای پایین و عدم تطابق آنها با قیمتهای واقعی باعث شده که عده زیادی از ساکنان تهران، بهویژه کارگران، کارکنان خدمات و طبقه متوسط، بهسختی بتوانند نیازهای پایه زندگی را تأمین کنند. در مقابل، اقشاری که به سرمایه و دارایی دسترسی دارند (مثلاً در بخش مسکن یا ارز/طلا سرمایهگذاری کردهاند) از شرایط اقتصادی بهره میبرند و شکاف میان گروهها را عمیقتر میکنند. همین عوامل باعث شده که امسال و این روزها بدلیل افزایش سریع قیمتها و فشار اقتصادی واقعی بر خانوارها فاصله طبقاتی در تهران بیشتر به چشم بیاید.
پیامدها؛ وقتی فاصله طبقاتی به بحران اجتماعی و نهادی تبدیل میشود
تداوم و تشدید فاصله طبقاتی پیامدهای اجتماعی گستردهای به همراه دارد که مهمترین آنها تضعیف انسجام اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است. بهگفته آنتونی گیدنز، نابرابری پایدار موجب شکلگیری احساس محرومیت نسبی در میان اقشار پایین و متوسط میشود؛ احساسی که لزوماً از فقر مطلق ناشی نمیشود بلکه از مقایسه مداوم خود با طبقات برخوردارتر شکل میگیرد.
پژوهشهای ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت نیز نشان میدهد جوامعی با شکاف طبقاتی عمیقتر با نرخ بالاتری از آسیبهای اجتماعی مانند ناامنی، کاهش سلامت روان، جرم و فروپاشی سرمایه اجتماعی مواجهاند. در این چارچوب، فاصله طبقاتی صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست بلکه به بحرانی اجتماعی و نهادی تبدیل میشود.
در کلانشهر تهران، این پیامدها بهصورت عینی و روزمره قابل مشاهدهاند. افزایش مداوم قیمت مسکن، اجارهبها و خدمات شهری موجب راندهشدن طبقات کمدرآمد و حتی بخشهایی از طبقه متوسط به حاشیههای شهری شده و الگوی «جداسازی فضایی طبقاتی» را تشدید کرده است؛ پدیدهای که در ادبیات شهرشناسی بهعنوان یکی از نشانههای شهرهای نابرابر شناخته میشود.
همزمان، تفاوت آشکار در سبک زندگی، دسترسی به آموزش باکیفیت، خدمات درمانی و حتی امنیت شهری میان مناطق مختلف تهران، احساس بیعدالتی و نارضایتی اجتماعی را تقویت کرده است. اگر این روند، بهویژه در شرایط تورمی فعلی، دامه پیدا کند فاصله طبقاتی در تهران نهتنها عمیقتر خواهد شد بلکه به کاهش امید اجتماعی، افت تحرک طبقاتی و افزایش تنشهای اجتماعی در سطح شهر منجر میشود.
چه باید کرد؟
نخستین و اساسیترین اقدام برای مهار فاصله طبقاتی، کنترل تورم و تثبیت اقتصاد کلان است. تجربه نظری و عملی نشان میدهد که تورم مزمن بیشترین آسیب را به اقشار کمدرآمد و طبقه متوسط وارد میکند، زیرا درآمد آنها ثابت یا با تأخیر افزایش پیدا میکند در حالی که قیمت کالاهای اساسی و خدمات شهری به سرعت بالا میرود. در کلانشهری مانند تهران، تورم خود را بهطور مستقیم در افزایش اجارهبها، هزینه حملونقل، آموزش و درمان نشان میدهد. بنابراین سیاستهای پولی و مالی منضبط، کاهش کسری بودجه، شفافیت اقتصادی و جلوگیری از شوکهای قیمتی پیششرط هرگونه سیاست مؤثر برای کاهش نابرابری است؛ چراکه بدون ثبات اقتصادی هیچ برنامه حمایتی یا اجتماعی پایداری نخواهد داشت.
بازطراحی نظام توزیع فرصتها و خدمات عمومی در کاهش فاصله طبقاتی بسیار مهم است. کاهش فاصله طبقاتی مستلزم دسترسی برابرتر به آموزش باکیفیت، بهداشت، حملونقل عمومی و مسکن است. در تهران، تفاوت زیادی میان مناطق شهری از نظر کیفیت مدارس، امکانات درمانی و زیرساختهای شهری نقش مهمی در بازتولید نابرابری دارد. سرمایهگذاری هدفمند در مناطق کمبرخوردار، توسعه حملونقل عمومی ارزان و کارآمد و سیاستهای مسکن اجتماعی و اجارهای میتواند از راندهشدن اقشار ضعیف به حاشیهها جلوگیری کند. این اقدامات بهویژه برای حفظ و تقویت طبقه متوسط، که ستون اصلی ثبات اجتماعی است، ضروریاند.
همچنین اصلاح ساختارهای نهادی و مالیاتی نقش تعیینکنندهای در مهار فاصله طبقاتی دارد. نظام مالیاتی عادلانه و تصاعدی، اخذ مالیات مؤثر از داراییهای غیرمولد مانند املاک خالی و سوداگری زمین و مقابله با رانت و فساد اقتصادی میتواند به بازتوزیع واقعی منابع کمک کند. در شرایطی که بخشی از جامعه از افزایش قیمت داراییها منتفع میشود و بخش بزرگی از شهروندان تنها مصرفکننده متضرر هستند، نبود چنین سازوکارهایی فاصله طبقاتی را بیشتر میکند. اگر این اصلاحات با افزایش شفافیت، پاسخگویی نهادها و مشارکت اجتماعی همراه شود، میتوان امیدوار بود که روند گسترش فاصله طبقاتی در تهران مهار شده و از تبدیل آن به یک بحران اجتماعی پایدار جلوگیری شود.
منبع: ایرنا پژوهش
نظر شما