پایگاه خبری عصر همگرایی: آتش فقط درچند ثانیه جان و جسم انسان را درگیر میکند،اما رنج سوختگی گاهی تا پایان عمرادامه دارد؛ از جراحیهای متعدد و زخمهای ماندگار گرفته تا آسیبهای روانی، ناتوانی اجتماعی و هزینههایی که خانوادهها را زیر بار فشار اقتصادی میبرد.
درایران، سوختگی سومین عامل مرگ ناشی از حوادث است و سالانه حدود ۳۰۰ هزار مورد سوختگی ثبت میشود که نزدیک به ۳ هزار نفر از مصدومان آن جان خود را از دست میدهند. با این حال،مسئله فقط آمار مرگ ومیر نیست؛کمبود تختهای تخصصی، ناایمنی نیمی از بیمارستانهای کشور، ضعف پوشش بیمهای، نبود نظام جامع ثبت اطلاعات و بیتوجهی به پیشگیری، زنجیرهای از مشکلات را شکل داده که سوختگی را از یک حادثه فردی به یک بحران جدی در نظام سلامت تبدیل کرده است.
سوختگی؛ سومین عامل مرگ ناشی از حوادث در ایران
آمارهای اعلام شده ازسوی مسئولان وزارت بهداشت نشان میدهد سوختگی همچنان یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی کشور است؛ سید سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت، با اشاره به ثبت سالانه حدود ۳۰۰ هزار مورد سوختگی درکشور اعلام کرده است که نزدیک به ۳۰ هزار نفر از این افراد در بیمارستان بستری میشوند و با فرض مرگ ومیر ۱۰ درصدی در میان بیماران بستری، سالانه حدود ۳ هزار نفرجان خود را از دست میدهند.
از سوی دیگر، دکتر ناصر ملک پور،رئیس مرکز مدیریت پیوند و درمان بیماریهای وزارت بهداشت، سوختگی را سومین عامل مرگ ناشی از حوادث در کشور معرفی کرده است. به گفته او، میانگین سنی افراد دچار سوختگی نزدیک به ۳۰ سال است و حدود ۶۰ درصد این افراد را مردان تشکیل میدهند؛ آماری که نشان میدهد این حادثه بخش مهمی از جمعیت فعال و در سن کار کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
ابعاد این مسئله در سطح جهان نیز قابل توجه است؛ ملک پور با استناد به برآوردهای جهانی گفته است سالانه حدود ۱۶۳ هزار نفردرجهان براثر سوختگی جان میبازند که حدود ۳۵ هزار نفر از آنان کودکان زیر ۱۵ سال هستند؛ بنابراین، سوختگی تنها یک آسیب جسمی نیست، بلکه مسئلهای با پیامدهای گسترده اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی است.
هزینههایی که خانوادهها را زمینگیر میکند
یکی از مهم ترین مشکلات بیماران سوختگی، پایان نیافتن مسیر درمان با ترخیص از بیمارستان است. این بیماران ممکن است پس از عبور از مرحله حاد، همچنان به جراحیهای ترمیمی، مراقبتهای تخصصی، توانبخشی، خدمات روانشناختی و تجهیزات پزشکی نیاز داشته باشند؛ خدماتی که در بسیاری از موارد هزینههای سنگینی به خانوادهها تحمیل میکند.
ناصر ملکپور با اشاره به وضعیت بیمهای این بیماران اعلام کرده است که حدود ۱۱ درصد افراد دچار سوختگی فاقد بیمه هستند و ۳۱ درصد نیز پوشش بیمهای مناسبی ندارند. به گفته او، بیمهها هزینه جراحیهای ترمیمی و خدمات توانبخشی پس از سوختگی را به اندازه کافی پوشش نمیدهند.
معاون درمان وزارت بهداشت نیز با تأکید بر ضعف حمایتهای بیمه ای پس از ترخیص گفته است در مرحله حاد درمان، حمایتهای مناسبی وجود دارد، اما پس از خروج بیمار از این مرحله، مراقبتهای درمانی، روانی و اجتماعی در سالهای بعد با کمبودهایی روبهرواست.
یکی از نمونههای این فشار اقتصادی، هزینه لباسهای فشاری است که برای پیشگیری از ایجاد اسکار و کنترل عوارض پوستی در بیماران سوختگی استفاده میشود. ملکپور از پیگیری برای قرار گرفتن این لباسها در فهرست تجهیزات تحت پوشش بیمه خبر داده است. رضوی نیز معتقد است پوشش بیمه ای این تجهیزات میتواند هزینههای مرتبط با سوختگیهای با درصد بالا را حدود ۱۰ تا ۲۰ برابر کاهش دهد.
این اظهارات نشان میدهد حمایت از بیماران سوختگی نباید به تأمین هزینههای بستری محدود بماند؛چراکه بخش مهمی از هزینهها و مشکلات این افراد پس از ترخیص آغاز میشود و نبود حمایت مستمر میتواند روند بازگشت آنان به زندگی عادی را مختل کند.
کمبود تخت و ناایمنی بیمارستانها؛درمان در زیرساختهای فرسوده
در کنار مشکلات مالی بیماران،کمبود زیرساختهای تخصصی و تفاوت کیفیت خدمات درمانی در استانهای مختلف نیز از عوامل نگران کننده درحوزه سوختگی است. به گفته رضوی، در حال حاضر حدود ۱۲ تا ۱۳ مرکز سطح سه و ۲۳ تا ۲۴ مرکز سطح دو برای ارائه خدمات سوختگی در کشور فعالیت دارند؛ با این حال، برخی استانها فاقد مراکز مورد نیاز هستند و تعداد تختهای سوختگی تقریباً نصف استاندارد مورد نیاز است. تختهای مراقبت ویژه سوختگی نیز با کمبود مواجهاند.
این وضعیت درحالی است که ملکپور از فعالیت ۳۶ بیمارستان ارائه دهنده خدمات سوختگی در کشور خبر داده که ۱۳ مرکز از آنها به صورت تخصصی فعالیت میکنند. این اختلاف در تعداد مراکز اعلام شده از سوی دو مسئول، ضرورت ایجاد یک نظام اطلاعاتی دقیق و یکپارچه برای مشخص شدن ظرفیت واقعی خدمات سوختگی را برجسته میکند.
مشکل دیگر، ناایمنی ساختمانهای درمانی است؛ رضوی اعلام کرده حدود ۵۰ درصد بیمارستانهای کشور به دلیل فرسودگی و مشکلات ساختاری با چالش ایمنی روبه رو هستند. به گفته او، برای جایگزینی، بهسازی و نوسازی حدود ۵۰۰ بیمارستان، دو سال پیش بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برآورد شده بود که با افزایش هزینهها، این رقم اکنون به حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
به این ترتیب، بیمارستانهایی که باید پناهگاه بیماران و محل نجات جان انسانها باشند، در برخی موارد خود با خطر آتشسوزی مواجهاند. کمبود منابع مالی، فرسودگی زیرساختها و دشواری نوسازی گسترده مراکز درمانی، مجموعهای از موانع را پیش روی ارتقای ایمنی قرار داده است.
نبود آمار دقیق و ضعف پیشگیری
یکی از ضعفهای اساسی این حوزه، نبود سامانه ثبت ملی سوختگی است؛ ملکپور این مسئله را از مشکلات عمده نظام درمان سوختگی دانسته و گفته است وزارت بهداشت از ابتدای سال برای راه اندازی این سامانه تلاش کرده و امیدوار است در سال جاری به نتیجه برسد.
رضوی نیز بر ضرورت ایجاد نظام جامع ثبت و پیگیری بیماران تأکید کرده است؛ سامانهای که بتواند اطلاعات مربوط به زمان و محل وقوع سوختگی، نوع حادثه، روند درمان، عوارض و وضعیت بیمار در سالهای بعد را ثبت کند.
اهمیت چنین سامانه ای دراین است که بدون اطلاعات دقیق، شناسایی عوامل اصلی بروز حوادث، ارزیابی عملکرد بیمارستانها و توزیع عادلانه منابع دشوار خواهد بود. به گفته معاون درمان وزارت بهداشت، با راه اندازی این نظام میتوان میزان مرگ ومیر و عوارض مراکز مختلف را مقایسه کرد، مراکز موفق را شناسایی و از آنها حمایت کرد و برای مراکزی که عملکرد ضعیفتری دارند، برنامههای اصلاحی و آموزشی در نظر گرفت.
در کنار ضعف اطلاعاتی، رویکرد واکنشی به حوادث نیز از دیگر مشکلات این حوزه است. رضوی با اشاره به حوادث چهارشنبه سوری گفته است در برخی سالها شمار مراجعات ناشی از این حوادث به مراکز درمانی با آمار حوادث جنگی قابل مقایسه بوده و حتی از آن فراتر رفته است.
او معتقد است هشدارهای ایمنی نباید تنها به چند روز مانده به چهارشنبه آخر سال محدود شود. به گفته رضوی، هدف از برنامههای پیشگیرانه، محروم کردن مردم از شادی و برگزاری مراسم نیست، بلکه باید با آموزش و ترویج فرهنگ ایمنی، شرایطی فراهم شود که این مراسم بدون استفاده از وسایل خطرناک برگزار شوند.
از کمبود نیروی متخصص تا ضرورت آموزش
یکی دیگر از چالشهای درمان سوختگی، کمبود نیروی انسانی و تمرکز بیش از اندازه خدمات بر پزشکان فوق تخصص و دارای فلوشیپ است. رضوی معتقد است پزشکان عمومی آموزش دیده نیز میتوانند در مراکز سطح دو بخش مهمی از خدمات درمانی سوختگی را ارائه دهند و در موارد پیچیدهتر از مشاوره متخصصان استفاده کنند.
او با اشاره به تجربه بازدید از یک مرکز سوختگی در ترکیه، از الگویی یاد کرده که در آن پزشک عمومی آموزش دیده به همراه جراح،مسئولیت اداره بخش سوختگی را برعهده داشتند. به گفته رضوی، این مرکز با وجود مدیریت حدود ۶۰ تخت بستری و ۱۵ تخت مراقبت ویژه، از کیفیت بهداشتی و درمانی مناسبی برخوردار بود و میزان مرگ ومیر بیماران نیز درسطح پایینی قرارداشت.
در کنار آموزش نیروی انسانی، اصلاح نظام پرداخت نیز اهمیت دارد؛ رضوی میگوید پزشکان و پرستاران شاغل در بخشهای سوختگی با وجود دشواری کار و مسئولیت سنگین، از نظر نظام پرداخت با مشکلاتی روبه رو هستند. از سوی دیگر، اتکای کامل درآمد این مراکز به تعداد خدمات ارائه شده میتواند در دورههایی که تعداد بیماران کاهش مییابد، تأمین هزینههای جاری و پرداخت حقوق کارکنان را دشوار کند. به همین دلیل، او بر ضرورت اختصاص بودجههای دورهای و عملیاتی به مراکز سوختگی تأکید کرده است.
مسئله پیشگیری از سوختگی در مدارس نیز از دیگر موضوعات مورد اشاره معاون درمان وزارت بهداشت است. رضوی با یادآوری حوادثی مانند شینآباد و حادثه دانشآموزان میناب، نسبت به ادامه استفاده از بخاریهای نفتی، گازی و سایر وسایل گرمایشی غیراستاندارد در برخی مدارس هشدار داده و استانداردسازی سیستمهای گرمایشی را اقدامی ضروری برای حفاظت از جان دانشآموزان دانسته است.
کاهش آمار مرگ ومیر ناشی ازسوختگی تنها با افزایش ظرفیت بیمارستانها یا بهبود روشهای درمانی امکانپذیر نیست. پیشگیری از حوادث، ایمن سازی مدارس و بیمارستانها، توسعه مراکز تخصصی، حمایت بیمه ای از بیماران، اصلاح نظام پرداخت و ایجاد سامانه ثبت ملی، باید در قالب یک برنامه هماهنگ دنبال شوند. همانطور که مسئولان وزارت بهداشت نیز تأکید کردهاند، درمان سوختگی باید از لحظه وقوع حادثه آغاز شود و تا بازگشت کامل بیمار به زندگی اجتماعی ادامه پیدا کند؛ در غیر این صورت، هزاران مصدوم هر سال علاوه بر تحمل درد و آسیب جسمی، با هزینهها و پیامدهایی روبه رو خواهند شد که میتوان بخشی از آنها را با سیاست گذاری درست و پیشگیری مؤثر کاهش داد.
