پایگاه خبری عصر همگرایی: اونس جهانی طلا از حدود ۲۶۲۵ دلار در ابتدای سال ۲۰۲۵، به نواحی ۵۶۰۰ دلاری در ژانویه ۲۰۲۶ رسید و رکوردهایی کمسابقه ثبت کرد. این صعود، توجه سرمایهگذاران بیشتری را به فلزی جلب کرد که برای حفاظت از دارایی در برابر تورم، بیثباتی و بحرانها به سراغ آن میروند؛ هرچند عقبنشینی قیمت پس از آن نشان داد طلا هم میتواند دورههای نزولی و تحت فشاری داشته باشد.
در ایران، موضوع جدیتر است. در اقتصادی تورمی، طلا برای بسیاری از خانوارها وسیلهای برای حفظ ارزش پسانداز شده و تغییر مسیر آن، مستقیماً بر تصمیمهای سرمایهگذاری اثر میگذارد.
با شروع جنگ، افزایش قیمت نفت و انرژی و نگرانی از ماندگاری تورم، شرایط برای طلا تغییر کرد. همزمان، رونق هوش مصنوعی و رقابت برای جذب سرمایه نیز بر بازار پول و اوراق اثر گذاشت؛ عواملی که میتوانند مسیر نقدینگی جهانی را میان داراییهای مختلف تغییر دهند.
اماموضوع اصلی است است که در چنین شرایطی، طلا دستکم در آینده نزدیک با چه موانعی روبهروست؟
به تازگی بحثهایی درباره تشدید تنش میان ایران و آمریکا مطرح شده و قیمت نفت، حتی در وضعیت نه جنگ و نه صلح، در نواحی بالایی قرار دارد.
در صورت ادامه تنش، آسیب به زیرساختهای انرژی منطقه و افزایش بیشتر قیمت نفت، چشمانداز رشد طلا میتواند محدودتر شود.
دلیل آن، افزایش نگرانیهای تورمی و احتمال ماندگاری نرخ بهره و بازده اوراق در سطوح بالاتر، بهخصوص در آمریکاست. این عوامل در مجموع میتوانند رشد اونس را محدود کنند؛ حتی اگر بخشی از سرمایهگذاران به دلیل نگرانی از جنگ به طلا پناه ببرند.
شانس بد این فلز زرد این است که بانک مرکزی آمریکا، به ریاست کوین وارش، پرچم کنترل تورم را برافراشته و میخواهد با تورمی مبارزه کند که چند سال است بالاتر از هدف قرار دارد. این رویکرد در سپتامبر نیز به نمایش گذاشته شد؛ زمانی که تمامی اعضای رأیدهنده با افزایش ۰٫۲۵ واحد درصدی نرخ بهره همراه شدند.
نرخهای بهره بالاتر معمولاً از جذابیت طلا کم میکند؛ بهخصوص زمانی که افزایش قیمت انرژی، نگرانی از ادامه سیاست انقباضی را نیز تقویت کند.
یکی دیگر از محدودکنندههای رشد طلا، بازده اوراق خزانه آمریکاست. قدرت اقتصاد و رقابت برای جذب سرمایه، در کنار نگرانیهای تورمی و چالشهای بدهی، میتوانند بازده این اوراق را بالا نگه دارند. برای طلا، بازده واقعی اوراق نیز اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی بازده پس از لحاظکردن تورم مورد انتظار. اگر این بازده بالا بماند، طلا دستکم در کوتاهمدت فضای کمتری برای رشد خواهد داشت.
شاید خود هوش مصنوعی هم نداند که توسعه آن میتواند رشد طلا را در این شرایط بهخصوص محدود کند.
رشد هوش مصنوعی هم میتواند از مسیری غیرمستقیم، طلا را محدود کند. شرکتهای بزرگ برای ساخت مراکز داده، خرید تجهیزات و توسعه زیرساختها به منابع مالی عظیمی نیاز دارند. هرچه این سرمایهگذاریها بیشتر شود، رقابت هایپر اسکیلرها و دولت برای جذب سرمایه نیز شدیدتر خواهد شد.
گلدمنساکس در گزارش اکتبر خود، افزایش انتشار بدهی مرتبط با هوش مصنوعی را یکی از عوامل رقابت برای سرمایه معرفی کرده است. اگر این روند در کنار رشد قوی اقتصاد ادامه یابد، میتواند بازده اوراق را بالا نگه دارد و جذابیت نسبی طلا را کاهش دهد.
این فشار تا زمانی دوام دارد که سرمایهگذاریها و انتظار رشد اقتصاد پابرجا بمانند؛ تردید درباره سودآوری این پروژهها میتواند جهت حرکت سرمایه و بازده اوراق را تغییر دهد.
این موانع، تحلیلگران را به نتیجهای یکسان نرسانده است.
کپیتالاکونومیکس، در گفتوگو با رویترز در ۱۶ اکتبر، ادامه کاهش طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ را محتمل دانست؛ با این فرض که فدرال رزرو افزایش نرخ بهره را ادامه دهد و نگرانی درباره رونق هوش مصنوعی موقتی باشد.
در مقابل، هدف بخش تحقیقات گلدمنساکس در گزارش منتشرشده ۶ اکتبر، ۵۰۰۰ دلار در افق ۱۲ماهه بود. این پیشبینی پیش از انتشار تورم اخیر تنظیم شده و ارزیابی تازهای از شرایط پس از این آمار نیست. فاصله این دو دیدگاه نشان میدهد افق زمانی و انتظار از ادامه سیاست پولی، چقدر در پیشبینی طلا تعیینکننده است.
باقی موسسات هنوز تغییر دیدگاه خود از اونس جهانی طلارا منتشر نکردند و طبیعی است که در تشخیص مسیر پیشرو تردید داشته باشند، چون فضای سیاسی و منطقهای در دنیا دچار ابهامات زیادی است که میتواند هرکدام تاثیرات زیادی روی چشم انداز اونس طلا بگذارد.
در چشمانداز کلی، تا زمانی که قیمت نفت بالا بماند، سیاست پولی سختگیرانه و رقابت شدید برای جذب سرمایه ادامه داشته باشد، طلا برای یک صعود پایدار با موانع جدی روبهروست.
تغییر مسیر زمانی محتملتر میشود که فشار تورم فروکش کند، انتظار افزایش نرخ بهره عقب بنشیند یا قدرت اقتصاد و رونق سرمایهگذاری کاهش یابد. آینده طلا به این بستگی دارد که این فشارها چقدر دوام بیاورند و چه زمانی وزن آنها در تصمیم سرمایهگذاران کمتر شود.
